جزئیات مهم فیلمنامه

یکی از مواردی که معمولا هنگام نوشتن اولین فیلمنامه ها فراموش میشه عدم استفاده از نوع خاص از وسایل است.

معمولا در نظر ما صاحب وانت یک شخصیت و صاحب نیسان آبی شخصیت دیگری است. برای همین از این نوع وسایل برای مخصوصا شخصیت های اصلی نهایت استفاده را  باید ببریم.

این موارد البته بیشتر موقع بازنویسی به نظر می رسند وبهترین موقع برای فکر کردن به آنها همان اواخر فیلمنامه نویسی است و در اوایل کار بهتر است، نهایت دقت را روی قصه فیلمنامه و ایجاد ساختار قدرتمند برای آن داشته باشیم.

اینکه شخصیت ما پیراهن پوشیده است با اینکه او پیراهن سفید اتو شده پوشیده است نشان دهنده دو شخصیت مختلف هستند. اینکه یه تابلو نقاشی به دیوار است یه چیز و اینکه تابلو نقاشی فلان سبک به دیوار خانه است چیز دیگری است.

با کمی تفکر در مورد این جزئیات به راحتی می توانیم هر فیلمنامه ای را به فیلمنامه با کیفیت تری تبدیل کنیم.

اولین کار قبل از نوشتن طرح فیلمنامه

قبل از شروع به نوشتن طرح فیلمنامه اولین کار چیست؟

قبل از هر چیزی پیدا کردن مادر داستان، قصه طرح مان است. با نوشتن فیلمنامه چه چیزی را قصد داریم بگیم. این مادر داستان چیز پیچیده ای نیست، مادر داستان می تواند همان فیلمی باشد کهبه تازگی دیدیم و از دیدنش لذت بردیم باشد و یا از یکی داستانهای کهن قدیمی.

مادر داستان همان شالوده و استخوان بندی فیلمنامه ماست که با کنار زدن و یا زدون شاخ و برگ ها می توان آن را مشاهده کرد. این اسکلت هر چه محکم تر باشد فیلمنامه ما اثر بهتری می شود. 

مادر داستان معمولا از یکی دو جمله بیستر تشکیل نشده ومعمولا یکی دوخط بیشتر نیستند.

برای مثال: در بسیاری از فیلمهای هالیودی این مادر قصه را دیده ایم: خلاف کار توبه کرده بعد از سالها برای کمک به کسی یا کسانی دست به اسلحه می برد و یا اینکه شخصی دچار گرفتاری حادی می شود و کس دیگری او را نجات می دهد.

قبل از نوشتن فیلمنامه، مادر داستان مورد نظرتون را پیدا کنید و این تنها چیزی است که در طول نوشتن تا تمام کردن فیلمنامه باید به آن پایبند باشید و طبق آن جلو بروید.

نشان دهید، نگویید در فیلمنامه نویسی

نگویید، نشان دهید.

این جمله را احتمالا بارها در کتابهای مختلف فیلمنامه نویسی یا مققالت مرتبط مشاهده کرده اید ولی کمتر در مورد توضیح داده می شود.

نگویید، نشان دهید را بیشتر برای نمایش حالات انسانی و یا شرایط شخصیت در فیلمنامه به کار می برند. معمولا فیلمنامه نویسان در ابتدای راه، مدام حالات مختلف احساسی را برای شخصیتهای مختلف نام می برند و یا شرایط او را با کلمات و بدون نمایش دادن در فیلمنامه توصیف می کنند.

برای مثال بجای اینکه شخصیت شما بگوید که امروز تولدمه و مت تنها هستم، او را نشان دهید در حالی که آهنگ تولدت مبارک را میخواند، شمع ها را فوت کند.

 

شخصیت های فرعی فیلمنامه

شخصیت های فرعی در فیلمنامه چه نقشی ایفا می کنند؟

یکی از وظایف اصلی شخصیت فرعی در کنار کمک به قهرمان یا ضد قهرمان، نشان دادن ابعاد مختلف شخصیت اصلی است. شخصیت های فرعی با کارهایی که می کنند و یا پیشنهادهایی که دارند باعث آشنایی بیشتر ما با شخصیت های اصلی می شوند. 

آنها در کنار کمک به شخصیت های اصلی برای کنش و پیشبرد داستان می توانند به ما به فیلمامه نویس برای شناساندن بیشتر قهرمان و در نتیجه همذات پنداری بیشتر تماشاگر با او کمک کنند.

در فیلم تلما و لوئیز، همسر و نامزد این دو در حالی که یکی کمک و دیگری با همکاری با پلیس مانع آنها در فرار بود با اینحال به ما کمک ومی کردند تا به شناخت بیشتری از وضعیت زندگی، شرایط آنها و همچنین برخی از خصوصیاتشان پی ببریم و در نتیجه در کنار کمک به پیشبرد قصه، به همذات پنداری و باورپذیری بیشتر کمک می کنند.

ساختار در فیلمنامه

ساختار در فیلمنامه معمولا با فراهم کردن شرایط باعث سخت تر شدن اوضاع برای قهرمان می شود. اینکه قهرمان در شرایطی قرار می گیرد و تصمیمی میگیرد که به واسطه آن اوضاعش به هم می ریزد و بعد تصمیم دیگر به خیال اینکه اوضاع بهبود می یابد در حالیکه اوضاع معمولا آنقدر خراب می شود که او را مجبور می کند تصمیمی که همیشه از آن فراری است را بگیرد.

این تصمیم معمولا همان نقطه ضعف اوست که معمولا در ابتدای فیلمنامه بصورت غیر مستقیم بیان می شود.

برای مثال در داستان اسباب بازی یک، وودی که خود  را عروسک محبوب صاحبش اندی می داند بعد از آمدن عروسک جدیدتر از خود با حسادتش باعث به جریان افتادن ماجراهای فیلم می شود. شرایط سخت تر و سخت تر می شود تا جایی که او دیگر امیدی به بازگشت ندارد، او بالاخره جایگاه عروسک جدید را می پذیرد و با کمک او به هدفش که همان بازگشت به خانه است دست می یابد.

روش صحیح فیلمنامه نویسی

روش صحیح فیلمنامه نویسی

یکی از روش های نوشتن فیلمنامه که خود منم مدتی در گیر آن بودم نوشتن از بیرون به درون است. به این صورت که بعد از نوشتن طرح اولیه یک راست به سراغ نوشتن دیالوگ ها بریم. با اینکار معمولا بارها و بارها به بن بست خواهید خورد. 

مهمترین دلیل اشتباه بودن این روش به نظرم عدم شناخت درست از داستان و شخصیتهاست برای همین مدام، در حین نوشتن معمولا مدام به مانع برخورد خواهید کرد. به نظرم نوشتن به این روش یعنی بدون طی کردن مراحل نوشتن سریع به سراغ دیالوگ نویسی رفتن بیشتر شبیه شکنجه و یه جورایی خوآزاری محسوب می شود.

در حالی که با استفاده از روشی که آقای مک کی در کتاب داستان آن را روش فیلمنامه نویسی از درون به بیرون میگه تا حدود زیادی با با دشواری های بی دلیل روش قبلی مواجه نیستیم.

توی این روش ما بعد از نوشتن خلاصه طرح و خلاصه سکانس ها سپس به سراغ خلاصه صحنه ها می ریم.در اینجا هم به جای اینکه مدام بپرسیم او چکار می کند، خودمان را جاری شخصیت و در آن موقعیت قرار می دهیم و از خو می پرسیم اگر من جای او و در این موقعیت بودم، چکار می کردم.

برای خلاصه صحنه ما مجز به نوشتن دیالوگ نیستین و فقط ماجراها را بدون دیالوگ تعریف خوایم کرد.

بعد از نوشتن این مرحله حالا ما کار زیادی برای نوشتن دیالوگها نخواهیم داشت.

نکته مهم دیالوگ نویسی در فیلمنامه

دیالوگ نویسی اصول متعددی دارد که نوشته امروز در مورد یکی از مهمترین آنهاست که معمولا کمتر مورد توجه قرار می گیرد و در کتابها و کلاسهای فیلمنامه نویسی کمتر در موردش صحبت می شود.

هر آدمی دایره لغات فعالی برای مکالمه دارد که میزان آن برای افراد مختلف متفاوت است . تفاوت میزان دایره لغات فعال هر فرد بسته به میزان تحصیلات و یامطالعه و یا در معرض لغات گوناگون قرار گرفتنش متفاوت است. به جز مطالعه شخصی می تواند با در معرض مثلا اخبار قرار گرفتن به مدت طولانی احتمالا از دایره لغات فعال تر بیشتری نسبت به مثلا برادرش که اهل مطالعه هم نیست بیشتر است. 

حالا نکته ای که این موضوع می تونه هنگام نوشتن دیالوگ بهمون کمک کنه چیه؟ 

ما با در نظر گرفتن دایره لغات فعال هر شخصی می تونیم بیشترین لغات مورد استفاده اش را که معمولا تحت تاثیر شغل شخصیتمان است را در دیالوگهایش بگنجانیم.

برای اینکار ابتدا با توجه به شغل هریک از شخصیت ها که در پیش داستان به آن قبلا فکر کرده ایم، یک لیست درست می کنیم و شروع به فکر و یا تحقیق در مورد لغات پرکاربرد مورد استفاده فلان می کنیم . 

ودر مرحله آخر موقع دیالوگ نوشتن سعی می کنیم لغات و یا اصطلاحاتی که افراد آن شغل بیشتر مورد استفاده قرار می دهند مورد را در لابلای دیالوگهایشان  قرار می دهیم.