زنده باد فیلمنامه نویس بی استعداد

 دیروز در یک تد تاک با موضوع ثبات قدم جمله زیر را از قول کارول مارک شنیدم: 

 "توانایی یادگیری ثابت نیست، توانایی یادگیری می تواند با تلاش فرد تغییر کند."

اینکه یادگیری با تلاش و پشتکار بیشتر می شود تاکید دوباره ایست بر این اصل که موفقیت معمولا ربطی به استعداد ندارد فقط مقدار زیادی سماجت و پیگیری می خواهد همین و بس.

کسی که پشتکار دارد راه خود را بالاخره پیدا می کند و با دیدن نشانه های اولیه پیشرفت، انرژی بیشتری می گیرد در این میان مغز نیز با او همکاری می کند و توانایی یادگیری اش افزایش می یابد و این چرخه ادامه می یابد تا جاییکه بعد از مدتی شاهد پیشرفت چشمگیرش می شویم.

به نظرم این موضوع قابل توجه کسانی است که سالهاست به دنبال شناسایی استعداد های خود هستند و یا به خاطر اینکه در فلان زمینه استعداد ندارند آن را شروع نمی کنند. این دوستان به جای این کار فقط باید کاری را که دوست دارند شروع کنند و آن را رها نکنند.

افراد زیادی نیز هستند که به فیلمنامه نویسی علاقه دارند ولی فقط به خاطر اینکه خود را بی استعداد می دانند جرات شروع نوشتن فیلمنامه را به خود نمی دهند و یا فیلمنامه نویسی را به بهانه بی استعداد بودن رها می کنند. اینها باید بدانند که مغز تنها به منتظر سماجت ماست او می خواهد مطمئن شود آیا ما واقعا رسیدن به آن هدف را می خواهیم یا نه، و تازه بعد از مطمئن شدن است که به مرور شروع به همکاری می کند، تا جاییکه بعد از مدتی خودمان هم شگفت زده می شویم.

 

"اگر می توانید حرف بزنید، پس حتما می توانید بنویسید".               ژول سالزمن

فیلمنامه نویسان ترسو و فیلمنامه نویس شجاع

به نظرم بزرگترین اشتباهی که احتمال دارد خیلی از ما مرتکب آن شویم اینست که فیلمنامه ای با توجه به فیلم های پرفروش روز بنویسیم. این اشتباه گریبانگیر بسیاری از فیلمنامه نویسان حتی با تجربه ها هم هست.

معمولا تمام فیلم های پرفروش سرشار از  خلاقیت هستند و حرف تازه ای برای گفتن دارند. و این یعنی فیلمنامه نویس آن به دنبال نوشتن فیلمنامه ای تقلیدی نبوده است. مسلما خلاقیت و خلق کاری نو سخت تر از تقلید کردن است و زحمت خیلی بیشتری را طلب می کند و برای همین است که افراد خیلی کمی به سراغش می روند و یا از پسش بر می آیند و آنها هم مزد کارشان را 

نکته مهمی که نباید فراموش کرد اینست که کپی کاری چون ساده تر از خلاقیت است به همین دلیل افراد زیادی مشغول اینکار هستند و اگر ما هم بخواهیم فیلمنامه تقلیدی بنویسیم رقیبان زیادی داریم که هم از ما با تجربه ترند و هم ارتباطات بیشتری در سینما دارند. و تازه کارها به سختی می توانند در جمع این میان مایه ها جای برای خود باز کنند. 

به نظرم برای ما که در ابتدای راه هستیم و چیزی برای از دست دادن نداریم در مقابل کسانی که از ما سابقه بیشتر و به تبع آن معذوریت بیشتری داند، شجاعت می تواند نقطه قوتمان باشد. و همین شجاعت که لازمه خلاقیت است می تواند راه ورودمان را تسریع کند.

 

 

تکنیک گفتگو نویسی در فیلمنامه

تکنیکهایی که باعث هرچه بهتر شدن گفتگوها میشود :
۱-گفتگوها باید کوتاه باشد [ در زندگی واقعی هیچکس جملات بلند اداء نمیکند و ده دقیقه حرف نمیزند مگر اینکه پشت تریبون باشد ]
۲-باید کاری کرد که یکی از گوینده ها حتما وسط حرف دیگری بپرد ، قطع صحبت و تیزبازی برای گرفتن سرنخ صحبت ، گفتگو را زنده و جاندار نگه میدارد
۳-به جای پاسخ به یک سئوال شخصیت مورد سئوال را وادار کنید سئوال دیگری بپرسد
۴-بجای اینکه شخصیت جواب سئوالی را بدهد یا توضیح بدهد در باره اینکه چه اتفاقی افتاده است او را وادار کنید چرایی آن اتفاق را توضیح دهد
۵-شخصیت را وادار کنید که با استفاده از کلماتی مغایر با کلمات سئوال کننده ، سئوال را جواب دهد

صدای همه ما فرق میکند ، اصطلاحات و کلمات خاصی داریم ، حسن تعبیر ، لهجه ، سبک حرف زدن و آهنگ صوتی گوناگون داریم ، چه گفتن ، چگونه گفتن و چه وقت گفتن شخصیت ما را مشخص میکند
یکی از کارآمدترین تکنیکهای گفتگو نویسی وا داشتن شخصیت به صحبت کردن

منبع: وبسایت قربان محمد پور

یکی از مهترین اصول گفتگو نویسی، تنش داشتن گفتگو  است. دیالوگی که در آن هیچ کدام از شخصیت ها بدون هیچ مخالفتی فقط حرف های یکدیگر را تایید می کنند به نظرم گفتگوی جالبی نیست و نبود این گفتگو بهتر از بودنش در فیلمنامه است. حتی اگر در جایی از گفتگو به خاطر داستان شخصیت ها باید با هم موافقت کنند باید موردی فرعی را در کنار گفتگوی اصلی برای ابراز مخالفت و یا ایجاد تنش در گفتگو به کاربگیریم. 

ایراد اغلب فیلمنامه نویسان تازه کار

مطلب زیر از پی. جی. وودهاوس در کتاب راه داستان نقل شده است:

"ایرادی که اغلب در تازه واردها دیده می شود این است که آنها نمی دانند چگونه بنویسند. من نیز از این قاعده مستثنا نبوده ام"

از وودهاوس به عنوان یکی از بزرگترین طنزپردازان قرن بیستم یاد می شود.او نیز مسیریطولانی یادگیری را طی کرده است مسیری که همه ما باید طی کنیم.

فقط نکته مهم در یادگیری اینست که راه یادگیری فیلمنامه نویسی، همان نوشتن فیلمنامه است و بقیه راه ها بیراهه هستند.

نوشتن و بعد بازخورد و اصلاح تنها راه و بهترین راه یادگیری است.

فیلمنامه نویس باید بی رحم باشد

هنگام شروع به نوشتن فیلمنامه نباید به برگه کاغذی که روبرویت است رحم کنی، فقط باید بی درنگ با قلمت به او حمله کنی و آن را از نوشته ای که در سر داری سیاه کنی..

در مقابل او باید بیرحم باشی و آنچنان به او حمله کنی که فرصت وسوسه پیدا نکند. او فقط و فقط منتظر کمی تعلل از جانب توست تا شروع به ایراد گرفتن کند و تو را از نوشتن باز دارد.

کاغذهای معمولا روش مشابهی برای کار دارند. آنها اول از همه شک به آنچه در ذهن داری را ایجاد و نیروی وسواسی وجودت را بیدار می کنند. و اگر به آنها کمی توجه کنی آنقدر از تو و نوشته ات ایراد می گیرد و یا نظرات منفی دیگرات را در ذهنت بازسازی می کند که کم کم بیخیال نوشتن می شوی. 

بعد هم به خودت امیدواری می دهی که باید صبر کنم تا در آینده موضوع و یا طرح فیلمنامه بهتری برای نوشتن پیدا کنم غافل از اینکه این فیلمنامه تو برای ارائه و یا فروختن نوشته نمی شود، بلکه این فیلمنامه اولیه فقط برای به وجود آمدن خلق می شود.

آن را به وجود می آوری تا بعد از اینکه هستی یافت، در بازنویسی ها بتوانی آن را به هر شکلی که می خواهی در بیاوری.

بازنویس موفق فیلمنامه

"راز بازنویسی موفق: 

در دوجمله بنویسید داستان شما درباره چیست. بهترین کار این است که جمله اول بگوید داستان درباره چیست و شخصیت اصلی را معرفی کند و جمله دوم مضمون یا هدف داستان را آشکار کند." 

این مطلب از کتاب راه داستان نوشته کاترین آن جونز است.

بازنویسی فیلمنامه مهمترین کار یک فیلمنامه نویس بعد از به روی کاغذ آوردن ایده اش است. بازنویسی که کیفیت آن و همچنین  تعداد دفعات بازنویس بزرگترین تمایز بین فیلمنامه نویس حرفه ای با آماتور را باعث می شود مراحل زیادی دارد که اولین و مهمترین مرحله آن همین مرحله است. و بعد از این مرحله است که باید شروع کنیم به حذف و یا تغییر چیزهای اضافی فیلمنامه.

برای مثال فیلم مارمولک داستان فرار یک دزد با لباس آخوندی از زندان و اشتباه گرفتن او توسط مردم یک روستا است و تبدیل او از یک انسان بی ایمان به یک مومن به وجود خدا.

بدترین راه یادگیری فیلمنامه نویسی چیست؟

این جمله از کاترین آن جونز در کتاب راه داستان است:

"نویسندگی یاد گرفتنی نیست، بلکه انجام دادنی است".

افرادی که در کلاس های مخالف فیلمنامه نویسی هم شرکت می کنند برخورد داشته باشید متوجه این موضوع خواهید که آنها بیشتر در نقد فیلمنامه مهارت دارند تا فیلمنامه نویسی و معمولا هم زیاد به آینده امیدوار نیستند چون در این گونه کلاس ها بیشتر به جای نوشتن فیلمنامه به صورت ناخودآگاه دیوارها را نشان می دهند. 

اگر به فرض هم کسی با رفتن به این گونه کلاس ها چیزی به دست بیاورد به نظر منگرانترین و بدترین راه یادگیری را انتخاب کرده است.