فیلمنامه نویس یا تنش نویس

اولین وظیفه فیلمنامه نویس به نظرم من ایجاد تنش است. اهمیت این موضوع در نظر من به حدی است که بهتر  است از نام تنشنویس به جای فیلمنامه نویس استفاده کنیم.

شاید در نظر اول این دیدگاه با برخی از ژانرهای سینمایی هماهنگ نباشد و عده ای معتقد باشند در برخی از فیلم های احتیاجی به ایجاد تنش ندارند. در حالیکه در فیلمهای مورد علاقه من این عنصر حیاتی است.

نکته مهم در این زمینه این است که ایجاد تنش به معنی ایجاد صحنه های مهیج و حادثه ای نیست بلکه حتی در یک فیلم دیالوگ محور که هیچ حادثه ای هم رخ نمی دهد می توان جوری تنش ایجاد که تماشاگر فقط از طریق همان دیالوگ هایی که بین شخصیت ها ایجاد می شود نتواند لحظه ای هنگام تماشای فیلم آن را رها کند.

برای مثال ممکن است در یکی از صحنه های فیلمنامه شما می خواهید روابط عاشقانه یک زوج را به نمایش بگذارید در اینجا قاعدتا زیاد نمی توان برای ایجاد تنش روابط ابن دو را متشنج کرد بلکه با توجه به قصه می توان از تردید یکی از طرفین در ابراز علاقه یا ترس او از علنی شدن رابطه شان با عنصری که مدام هنگام صحبت مزاحم می شود مثلا گارسونی که مدام مزاحم می شود و باعث عصبانیت مرد می شود و ما هر لحظه احتمال درگیری را می دهیم و یا پنهان کاری یکی از طرفین که می خواهد حقیقتی را بگوید  یا خطری که در صحنه هردو و یا یکی از آنها را تهدید می کند و شاید صدها مورد دیگر وجود دارند که بر حسب قصه فیلمنامه می توان برای ایجاد تنش در این صحنه از آن استفاده کرد.

یکی از تمریناتی که در این زمینه توصیه می کنم این است که هنگام تماشای فیلم ها تنش های موجود در صحنه را پیدا و آنها را بررسی کنید.

بهترین تمرین دنیا برای گفتگو نویسی فیلمنامه

تمرین کردن برای بهتر نوشتن گفتگو که یکی مهارت های فیلمنامه نویسی است بیشتر از هر کلاس و یا خواندن کتابی موثرتر است.

متاسفانه کلاس های متعددی که با هزینه های بالا در زمینه سینما و به خصوص فیلمنامه نویسی فعالیت می کنند روز به روز بیشتر می شوند. یکی از دوره هایی که جدیدآ این دوستان کاسب کار مانور زیادی برای جذب علاقمندان فیلمنامه روی آن انجام می دهند دوره های گفتگو نویسی است.

در حالیکه گفتگونویسی هم مثل نویسنوگی مهارتی است که فقط و فقط با تمرین و نوشتن بهبود می یابد. و اصول اولیه گفتگونویسی هم باز مانند فیلمنامه نویسی در کتاب ها و اینترنت وجود دارند و به نظرم به هیچ عنوان دلیلی برای حضور در این کلاسها برای علاقمندان به کسب این مهارت ها وجود ندارد.

یکی از بهترین تمریناتی که برای گفتگونویسی می توان پیشنهاد کرد خریدن یک کتاب فیلمنامه ای که ترجیحا به بنظرتون از نظر دیالوگ ضعیف است  را خرید کنید و بعد از خواندن آن، شروع  بازنویسی کردن دیالوگ های کتاب کنید.

با جابجایی کلمات و خلاصه کردن و یا تغییر لحن خلاصه هر کاری که بنظرتون باعث بهتر شدن دیالوگ ها می شود انجام دهید. فقط لازم است که هنگام بازنویسی دیالوگ ها آنها را با صدای بلند بخوانید تا مشکلات آن را بهتر متوجه شوید.

این روش یکی از کاربردی ترین تمرینات بهبود گفتگونویسی است که  امیدوارم ساده و بی تفاوت از کنارش رد نشوید و حتما اینکار را امتحان کنید و تاثیر فوق العاده آن را مشاهده کنید.

بهترین نقطه شروع فیلمنامه چیست؟

بهترین نقطه شروع فیلمنامه چیست؟

اگر تا بحال فیلمنامه نوشته باشید یا حداقل سعی کردید بنویسید حتما با این سوال مواجه شده این که از کجا شروع کنم؟ از کدام محل؟ از کدام شخصیت؟ از کدام شخصیتها؟ در حال انجام چه کاری؟ 

ولی بهترین روش شروع فیلمنامه می تواند هیچ کدام از اینها نباشد. بهتر است هنگام نوشتن شروع فیلمنامه بر روی مورد مهمتری غیر از موارد ذکر  شده متمرکز شویم که آن دیالوگ است.

بهترین روش شروع فیلمنامه تمرکز بر روی دیالوگی است که می تواند بیشترین تاثیر را بگذارد. دیالوگی که قلاب خوبی برای گیر انداختن تماشاگر داشته باشد و برای او سوال ایجادکند. دیالوگی که جذابیت ایجاد کند اگر با دیالوگ شخصیت اصلی شروع می کنیم از دیالوگی استفاده کنیم که آن وجه منحصر بفرد و جذاب او را نشان دهد.

اگر از یک گفتگو دو یا چند نفره استفاده می کنیم حتما بخش سوال بر انگیزی و تنش دار بودن دیالوگ ها را مدنظر داشته باشیم.

پس بهتر است هنگام شروع فیلمنامه به نوشتن بهترین دیالوگ ممکن فکر کنیم تا در ضمن شروع قصیه و دادن اطلاعات، ایجاد جذابیت نیز بکند.

چند نمونه از انواع کشمکش در فیلمنامه

چه کشمکش هایی برای فیلمنامه خود در نظر گرفته اید؟

آیا شخصیت اصلی فیلمنامه از موضوع در گذشته رنج می برد و یا نقصی روانی مثل عدم اعتماد بنفس دارد؟

آیا او برای رسیدن به هدفش برای راضی کردن همسرش برای همراهی مشکل دارد و یا دوست قدیمی اش حرف های او را باور نمی کند؟

آیا شخصیت اصلی برای رسیدن به هدفی که دارد باید با تعداد زیادی از افراد جامعه مقابله کند مًلا باید در مقابل دانش آموزان مدرسه بایستد و یا آنها را راضی به انجام کاری کند؟

آیا شخصیت اصلی فیلمنامه در را رسیدن به هدف با یک دشمن مواجه است کسی که او را در تمام طول داستان رها نمی کند؟ مثلا شخصیت اصلی یک انسان کمک کننده است و در مقابلش شروری قرار دارد که افکار شیطانی دارد.

آیا شخصیت اصلی فیلمنامه با محیط اطرافش مواجه است و با نحوه برخورد با محیط  مثلا بعد از یک حادثه با دیگران اختلاف عقیده دارد؟

آیا شخصیت اصلی با موضوعی که مدتهاست در وجود او ریشه دوانده می خواهد مبارزه کند؟ مثلا فردی در سن شصت سالگی می خواهد اعتیاد را بعد از چهل سال ترک کند و یا در سن شصت سالگی می خواهد سواد خواندن و نوشتن یاد  بگیرد.

اینها هر کدام نمونه هایی از کشمکش های رایج در فیلم ها هستند. معمولا شخصیت اصلی در فیلمنامه سه کشمکش مختلف  را تجربه می کند و باید راهی برای غلبه و یا کنارآمدن با آنها پیدا کند.

خصلت اصلی شخصیت فیلمنامه شما کدام است؟

اینکه چگونه شخصیت هایمان را شکل دهیم، روش های گوناگونی براب اینکار توصیه می شود مثل نوشتن  زندگینامه، آرزوها، ترسهاو یا مورد دیگر.

در حالیکه اصلی ترین مورد شخصیت که معمولا در تمام شخصیت های بهترین فیلم ها دیده می شود این است که هر یک از آن شخصیت ها یک ویژگی بارز دارند که تمام رفتارهای آنان حول این خصلت یا ویژگی شکل می گیرد.

این ویژگی الزاما باعث نمی شه او تصمیمات درست بگیره بلکه ممکنه خیلی از تصمیمات اشتباه او ناشی از این ویژگی او باشد و همین ویژگی او و تصمیم اشتباهی که می گیرد و بعد تبعات آن تصمیم داستان ما را شکل بدهد.

این خصلت اصلی چیزی است که همواره در تصمیمات اصلی شخصیت نقش دارد و این موضوع در الویت فاکتورهای تصمیمات او قرار دارد. همانطور که در زندگی واقعی هر یک از ما تصمیمات خود را با توجه به خصلت اصلی خودمان می گیریم که همان اصلی ترین ارزش ما محسوب می شود. 

یک نفر جاه طلب است و تمام تصمیماتش تحت تاثیر این خصلت او قرار می گیرد.

نفر دیگر راحت طلب است و از فشار و استرس دوری می کند او نیز احتمالا تمام تصمیماتش حول این مورد می چرخد ویا حتی این خصلت می تواند خیلی جزئی تر باشد مثلا در یک فیلم شخصیت ما چیزی که در تمام تصمیمات او نقش دارد خوشحال کردن مادرش است.

این خصلت اصلی را در مورد شخصیت هایتان بر اساس داستانی که در ذهن دارید پیدا کنید و آن را در تمام تصمیمات او معیار قرار دهید. دقت داشته باشید که این ویژگی از بیرون نمی آید این ویژگی معمولا  باعث شروع داستان می شود.

 

سخت گیری هنگام نوشتن فیلمنامه

یکی بهترین توصیه هایی که در مورد فیلمنامه نویسی میشه به همه مخصوصا کسانی که در حال نوشتن اولین فیلمنامه هایشان هستند این است که هنگام نوشتن پیش نویس اولیه تا تمام شدن آن به هیچ عنوان شروع دست به بازنویسی نزنیم.

پیش نویس اولیه که بعد از مدت تقریبا زیادی فکر به روی کاغذ می آید را تا وقتی که به صورت کامل ننوشتیم به خودمان اجازه ندهیم که بخش هایی را که نوشتیم قبل از تمام شدن آن، حذف و یا بدتر از آن تغییر دهیم. 

با اینکار به احتمال زیاد وارد یک دام خطرناک به نام فیلمنامه های نصفِ نیمه می شویم که فشار روانی زیادی به ما وارد می کنند. هم از این جهت که داشتن کارهای نیمه کار در تمام ابعاد زندگی باعث کاهش اعتمادبنفس و به تبع آن کاهش کارایی می شود و هم از این جهت با اینکار یعنی مدام تغییر دادن و بازنویسی هنگام نوشتن پیش نویس اولیه باعث خستگی و فشار روحی زیاد می شود و به دنبالش به تدرسج باعث تنفر و یا وحشت از نوشتن و در نهایت رها کردن کار می شود.

حتی توصیه می شود که هنگام نوشتن پیش نویس اولیه هر جا با سکانس هایی روبرو شدیم که نمی دانستیم با آن چکار کنیم آن خالی بگذاریم و به سراغ سکانس بعدی برویم و بعد از تمام کردن پیش نویس اولیه برگردیم وجاهای خالی را پر کنیم.

پس هنگام نوشتن سخت گیری به خود را کنار بگذاید و هدف را فقط و فقط تمام کردن فیلمنامه تعیین کنید،مطمئن باشید این احتمالا بهترین کاری است که یک فیلمنامه نویس تازه کار می تواند انجام دهد.

صحنه های تخت فیلمنامه

یکی از مواردی که زیاد در فیلمنامه ها مشاهده می شود وجود صحنه هایی است که اتفاق خاصی در آن نمی افتد و به اصطلاح بود و نبود آن در قصه هیچ فرقی نمی کند و تنها دلیل وجودی آنها معرفی شخصیتها عنوان می شود در حالیکه معرفی بهتر  است در طول داستان و در طی کشمکش انجام شود.

امروز یک فیلم کوتاه ایرانی دیدم که  12 دقیقه دقیقه بود و موضوع خوبی هم داشت ولی به جرات می توانم بگویم که می توان بالای پنج دقیقه از فیلم را حذف کرد بدون اینکه آسیبی به داستان آن آسیبی برسد.

اینگونه صحنه ها به این علت که در پیشبرد داستان نقشی ندارند و فقط اطلاعات می دهند و به اصطلاح صحنه های تخت هستند چونکه بار ارزشی صحنه از ابتدا تا انتهای فیلم تغییری نمی کند و هیچ احساسی در تماشاگر ایجاد نمی کند و دلیل آنهم عدم وجود کنش در صحنه است.

کنش انرژی را به صحنه تزریق می کند و شروع کننده حوادث بعدی است و خود به خود باعث تغییر ارزشهای صحنه می شود.

برای صحنه های فیلمنامه تان کنش در نظر بگیرید و در غیر اینصورت بهتر است حذفشان کنید.