سه خطی فیلمنامه

یکی از مواردی که در کلاسهای فیلمنامه نویسی زیاد مشاهده می شود، عدم توانایی تعریف کردن سه خطی طرح فیلمنامه شان است، چیزی که باره پیش آمده است.

در موارد بسیاری فیلمنامه نویس حتی بعد از نوشتن فیلنامه اش، نمی تواند قصه فیلمنامه اش را در سه خط تعریف کند. کاری را که او باید در اولین قدم از کارش انجام می داد و بسیاری از ایرادات فیلمنامه اش را می توانست به همین شکل برطرف کند، را حتی بعد از اتمام فیلمنامه هم انجام نداده است و یا نمی تواند آن را انجام دهد.

با تعریف کردن داستان در سه خط می توانیم متوجه ایرادات ساختاری فیلمنامه می شویم.

چند نکته در مورد طرح سه خطی: 

معمولا خط اول با یک اتفاق و یا یک موضوع خیلی جالب شروع می شود و باز معمولا این خط با جمله چه می شود اگر شروع می شود. چه می شود اگر یک بانکدار بی گناه به جرم کشتن همسرش به حبس ابد محکوم شود.

در خط دوم تلاش شخصیت اصلی برای برگرداندن تعادل به زندگی اش و معمولا بی نتیجه بودن اقداماتش را می نویسم.

 ودر خط سوم نتیجه نهایی که معمولا با یک غافل گیری پایان می پذیرد.

وظیفه اصلی نویسنده یا فیلمنامه نویس

وظیفه اصلی نویسنده چیست؟

وظیفه اصلی نویسنده تبدیل اسم معنی به اسم ذات است.

حالا این اسم معنی و اسم ذات یعنی چه؟ اسم ذات به اسمی می گویند که خود اسم بیانگ  ماهیت وجودی آن چیز است. مثلا همه ما با شنیدن فرش یاد فرش می افتیم فرش نامش بیانگر خودش است یا بهتر بگویم اسم ذات، خودش نشتن دهنده ذات و ماهیت وجودی آن چیز است. مثل میز، شتر، خیابان و یا....

و حالا اسم معنی: اسم معنی به خودی خود بیانگر ماهیت خود نیست و برای توضیح احتیاج به اسم معنی دارد. مثلا شرم اسم معنی است یا عشق یا خنکی. برای توضیح هر یک از اینها به کمک اسم ذات احتیاج به داریم. برای تعریف مثلا نفرت احتیاج به ذات داریم، مثلا می تکانیم از تف کردن به روی کسی کمک بگیربم با این روش یعنی با استفاده از اسم ذات ها می تونیم یک اسم معنی را ، معنی کنیم.

حالا حرف اصلی:

وظیفه یک نویسنده یا فیلمنامه نویس تبدیل اسم معنی به اسم ذات است. اینکه چگونه ابن کار را انجام می دهیم میزان مهارت و دانش ما رادر این زمینه نشان می دهد. البته نویسنده وظیفه داره برای انجام اینکار یعنی تبدیل اسم معنی به اسم ذات، از خلاقانه ترین روش خود استفاده کند.

مثلا برار نشان دادن عشق می تواینم از گفتن دوستت دارم استفاده و یا از دادن یک شاخه گل استفاده کنیم و یا حتی با کمی خلاقیت می توانیم کتک زدن کسی را نشان دهنده عشق او معنی کنیم.

بهترین روش فیلمنامه نویسی چیست؟ بنظرم روش فیلمنامه نویسی ایستگاهی

اگر شما هم مثل من به دنبال بهترین روش فیلمنامه نویسی می گردید این مطلب می تواند بنظرم یکی از بهترین روش های نوشتن فیلمنامه را به شما معرفی کند .

این روط که من اسم آن را فیلمنامه نویسی ایستگاهی می گذارم و روش مورد استفاده پدرفیلمنامه نویسی سینمای ایران استاد سعید مطلبی است به اینصورت می باشد که ما بعد از اینکه جرقه اولیه به ذهنمون رسید یا به اصطلاح از مادر قصه یک فیلمی که اخیرا دیدیم و لذت بردیم برای نوشتن فیلمنامه جیدیمون می خواهیم استفاده کنیم.

برای اینکار ابتدا به قصه یا ایده یا مادر داستان مورد نظرمون فکر می کنیم در این مدت فکر کردن صحنه های مختلفی به ذهنمون خطور می کنند که معمولا صحنه هایی  تکراری یا تحت تاثیر فیلمهایی که دیدیم هستند. 

بعد از مدتی فکر کردن بسته به میزان تمرکز و قدرت تخیل صحنه های جدید و بکری به ذهنمون خطور می کنند که معمولا این صحنه ها خودمون را هم به وجد مر آورند و از مرور آنها در ذهن لذت می بریم.

حالا کاری که باید بکنیم یادداشت کردن این صحنه یا صحنه هاست. یعنی با فکر مدام به این موضوع معمولا صحنه های بفردی در ذهن شکل می گیرند، که حتما باید بلافاصله آنها را یادداشت کنیم.

حالا ما ایستگاههایی برای توقف داریم که دوست داریم در فیلمنامه مان حضور داشته باشیم، در این مرحله باید بشینیم با توجه به ایده اولیه یا قصه اولیه به این فکر کنیم که چطور به این ایستگاهها برسیم.

نکته مهم این روش این است که در مرحله نوشتن دستنویس اولیه به هیچ عنوان این ایستگاهها را تغییر نمی دهیم. این صحنه های معمولا بکر نقاط غیرقابل تغییر در فیلمنامه اولیه هستند.

تعادل اولیه در فیلمنامه کلاسیک چیست؟

 تعادل اولیه در فیلمنامه های کلاسیک چگونه است؟

معمولا وقتی صحبت از تعادل اولیه در فیلمنامه می شود، اولین چیزی که به ذهن خطور می کند، اینست که به اصطلاح همه چیز گل و بلبل است و همه زندگی به کام شخصیت اصلی و یا شخصیت های فیلم است، در حایکه این تصور اشتباه است.

تعادل اولیه در فیلمنامه های کلاسیک یک وضعیت با ثبات است ولی این دلیل بر رضایت شخصیت اصلی از زندگی اش نمی شود. او ممکن است مانند شخصیت های تلما و لوئیز که یکی خسته از روزمرگی و دیگری درگیر زندگی با همسری غیرقابل تحمل است. این در حال زندگی هستند و هر کدام با مشکلاتی دست به گریبان هستند در حالی که آنها در حال ادامه دادن به همین زندگی با وجود نارضایتیشان هستند و اگر حادثه محرک فیلم در اون کافه کافه اتفاق نمی افتاد، احتمالا هر دو زندگی گذشته شان را با وجود همان نارضایتی ها ادامه می دادند.

در فیلم دزد دوچرخه هم به همین صورت، تعادل اولیه زندگی شخصیت اصلی به اینصورت است که او بعد از مدتها بیکاری و فقر و در حالیکه پسر خیلی کوچکش هم کار می کند برای او کاری پیدا می شود که احتیاج به دوچرخه دارد، او با کمک همسرش ملافه هایشان را برای از گرو درآوردن دوچرخه شان دوباره گرو می گذارند با اینهمه سختی اگر حادثه محرک که دزدیده شدن دوچرخه نبود شخثیت اصلی فیلم به زندگی اش ادامه می داد.

در نتیجه تعادل اولیه در فیلمنامه بیشتر وضعیتی است که شخصیت اصلی در حال زندگی با وجود مشکلات روزمره اش است و با احتمال زیاد نیز ناراضی است.

خواست قهرمان در فیلمنامه

اولین قدم در نوشتن فیلمنامه پیدا کردن ستون یا تنه اصلی فیلمنامه که همان خواست قهرمان است. قهرمان که زندگی اش با حادثه محرک از تعادل خارج شده است حالا خواسته ای دارد که تا پایان فیلمنامه تکلیف آن روشن می شود او برای رسیدن به هدفش تلاش می کند و موانعی سر رراه او قرار می گیرد او بر موانع پیروز می شود و در آخر به هدفش می رسد و یا شکست می ورد و نمی رسد.

تمام موضوعات و شخصیتهای دیگر حول این خواست اصلی قهرمان جمع می شوند و همچون  شاخه هایی به آن می چسبند در دزد دوچرخه دسیکا با دزدیده شدن دوچرخه اش که تمام دارایی اوست آنچنان زندگی شخصیت اصلی تحت تاثیر قرار می گیرد که تمام زمان باقیمانده فیلم صرف جستجوی او برای پیدا کردن دوچرخه اش می شود. 

شخصیتهای فرعی مثل پسر، زن و یا دوستان او و نوع رابطه شان با او هر کدان حول این خواست با او همراهی می کنند و موضوع جدیدی را برای ما باز نمی کنند، مثلا رابطه او با پسرش و دعوا کردن او هنگام جستجو برای پیدا کردن دوچرخه و یا نوع رابطه اوباهمسرش نیز همراه با طرح موضوع دوچرخه و اتفافات مربوط به آن برای ما آشنا می شود.

این فیلم نمونه خوبی برای طرح این موضوع است که از  طرح موارد اضافی و خارج از ستون اصلی فیلم تا می توانیم پرهیز کنیم و سعی کنیم موضوعات مختلف همچون معرفی شخصیتها و یا پیرنگ های فرعی را همراه و در ارتباط با پیرنگ اصلی به کار ببریم.

توهم فیلمنامه نویسی

فیلمنامه و جشنواره های فیلم کوتاه

اگر تا به حال در اخبار مربوط به جشنوارهای فیلم را دنبال کرده باشید و یا در آنها شرکت کرده باشید احتمالا با دیدن آمار تعداد فیلم های شرکت کننده تعجب کردیده اید. 

معمولا در جشنواره ای فیلم کوتاه هزاران فیلم در هر دوره خواهان شرکت در جشنواره هستند که این موضوع ممکنه برای خیلی از دوستان ترسناک به نطر برسد و یا حتی ناامید کننده و در بین این همه شرکت کننده نمی توانند شانسی حتی برای دیده شدن برای خود قائل شوند.

نکته خیلی مهم در این مورد که خیلی ها به آن توجه نمی کنند فیلتر است. در گذشته که شرایط تولید فیلم به خاطر پیشرفت تکنولوژی متل حالا نبود و تولید حتی یک فیلم کوتاه هم پروسه پر هزینه و زمان بری بود فیلم ها برای تولید از فیلتر های متعدد می گذتند و بسیاری از آنها نمی توانستند نمره قبولی را دریافت کنند برای همین اکثر فیلم ها از استانداردهای لازم برخوردار بودند.

در حالی که در زمان حاضر که با انبوهی از فیلم سازان گوناگون طرفیم که معمولا که به علت ارزان بودن روند تولید، فیلم هایی ساخته اند که فاقد استاندادد های اولیه فیلم سازی هستند و بیشتر می توان آنها را به حساب هوسی از جانب سازنده شان قلمداد کرد.

حرف اصلی من اینست که مطمئن باشید در میان این همه تولیدات گوناگون که خواهان شرکت در جشنواره ها هستند با کمی وقت گذاشتن بر روی قسمت های مختلف مخصوصا فیلمنامه اثرتان، کار قابل قبول و قابل اعتنا و بالاتر از بیشمار آثار تولید شده دیگر  داشته باشید.