مشکلی بنام صحنه های کم خاصیت در فیلمنامه ها

 با خواندن فیلمنامه های دوستان  و یا صحنه هایی از آنها یکی از موارد مشترک در آنها بنظر این مورد است که حداقل از صحنه هایی خوبی که ظرفیت بالایی دارد برای درگیر کردن مخاطب استفاده نمی شود.

یعنی صحنه ظرفیت خوبی برای ایجاد و یا برانگیختن احساسات تماشاگر را تا حد خوبی دارد ولی فیلمنامه نویس از آن استفاده نمیکند که دلیلش هم می تواند عدم توجه به این نکته خیلی مهم است که هر صحنه از فیلم هم مانند خود فیلم دارای شروع، میان و پایان باشد و داری نقطه اوج باشد.

هر صحنه باید از نظر احساسی از شروع تا پایانش دارای انتقال احساسی باشد یعنی اگر شخصیت اصلی در ابتدای صحنه امیدوارانه کاری را انجام می دهد در انتهای صحنه ما ناامیدی او را باید حس کنیم.

بهتر است برای اینکار برای هر صحنه یک اسم تعیین کنیم و تک جمله کل صحنه را بیاوریم بعد بر اساس اینکه هدف در این صحنه چیست انتقال احساسی آن را هم طراحی کنیم. یعنی در کنار جلو بردن فیلم این صحنه باید قابلیت درگیر کردن و درگیر نگه داشتن تماشاگر را داشته باشد.

 

تمریناتی برای زیرمتن در فیلمنامه

زیر متن یکی از ویژگی یک گفتگوی خوب در فیلمنامه در کنار ویژگی هی دیگر مثل موجز بودن، دارای تنش بودن، دارای شروع میان و پایان و ساختار مند بودن است.

در زندگی شخصی هم خیلی از گفتگوهای ما دارای زیرمتن هستند و ما چیزی برخلاف منظور اصلی خود را بیان می کنیم.

برای کسب مهارت در این زمینه می توان از تمریناتی انجام داد که در آنها شخصیت چیزی را که منظور اصلی اوست به دلایلی بیان نمی کند و چیز دیگری می گوید.

برای مثال گفتگوی دو نفر را بنویسید که در آن کسی در مقابل اصرار دوستش برای حضور در یک مهمانی قرار  گرفته و او بهانه های مختلفی برای عدم حضورش می آورد در حالی که هیچکدام دلیل اصلی نیست و به دلایلی نمی تواند دلیل اصلی خود را بیان کند.

ویا گفتگوی دیگری بنویسید که در آن پدر یا مادر در حال صحبت با فرزند خود در مورد ازدواج هستند و فرزند دلایلی را به عنوان دلیل نپذیرفتن در مقابل اصرار یکی از آنها اعلام می کند، هیچ کدام دلیل اصلی نیست و او بنا به شرایطی نمی تواند دلیل واقعی خود را عنوان کند.

دامی به نام دیالوگ در فیلمنامه

دامی بنام دیالوگ

یکی از رایج ترین سوالاتی که کر دوره های فیلمنامه نویسی معمولا از اساتید پرسیده میشه در مورد دیالوگ نویسی صحیح است. خود من در کلاسی بودم، بااینکه هنوز مقدار زیادی از اموزشهای اولیه باقی مانده بود یک سری از هنرجوها خواستار برگزاری کلاس دیالوگ نویسی از طرف استاد بودند.

مورد خیلی مهمی که هم در کتاب داستان رابرت مک کی به آن اشاره شده و هم در کتابهای مختلف خواندم، دیالوگ نویسی آخرین کاری است که قبل از بازنویسی فیلمنامه نویسی باید انجام دهد.

حتی در یک نقل قول از جان تروبی شنیدم که میگفت من تا قبل از نوشتن مرحله سوم و با چهارم یک طرح، به هیچ عنوان اصلا به دیالوگ فکر نمی کنیم.

تمرکز اصلی آنها بر روی ساختار درست فیلمنامه و شخصیتهای آن است در مراحل آخر کار به روی دیالوگ ها متمرکز می شوند.

بر عکس طی کردن این مسیر باعث می شود از ایرادات اصلی و احتمالی داستان فیلمنامه غافل شویم.

 

جزئیات شخصیت ها در فیلمنامه

شخصیت پردازی یکی از موارد مهم فیلمنامه نویسی است ولی معمولا کمتر به این موضوع پرداخته میشه و من قصد دارم با مثال در مورد این موضوع بیشتر با در این زمینه تمرین و کار کنیم.

در بسیاری از فیلمها همانطور که دیده اید با استفاده از جزئیات رفتار شخصیتها در مورد هویت آنها شناخت پیدا و در مرحله بعد با او باید صحبت کنیم.

این جزئیات رفتارها می توانند شامل تکه کلام ها، عاداتی برای شخصیتها و یا حرکتهای خاصی باشن وبه وسیله این موارد می توان به هویت سازی   و معرفی شخصیت ها کمک کرد.

یکی از تمریناتی که می توان در این زمینه استفاده کرد، دقت در جزئیات رفتاری دیگران (مخصوصا نزدیکان) و لیست کردن آنهاست و در صورت آشنا بودن، چک کردن  خصوصیات  رفتاری آنها با جزئیات رفتاری و بررسی میزان هماهنگی آنها با من است.

 

شخصیت های آشنا در فیلمنامه نویسی

استفاده از شخصیتهایی که می شناسیم در موقعیتهای مختلف داستانی در فیلمنامه، معمولا  یکی از اقدامات معمول در بین فیلمنامه نویسان است.

برای اینکار ما شخصیت های فیلمنامه مان را با وستفاده از کسانی که می شناسیم باتوجه به ویژگی هاوخصوصیات خودشون البته باکمی تغییر و جابجایی در ظاهر آنها می توان از آنها به عنوان شخصیت های فیلمنامه استفاده کرد.

از این به بعد سعی کنید در مورد شخصیت های جالب اطراف خودتان با دقت بیشتری در ارتباط باشید چون هریک از آنها با قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف می توانند سوژه هایی عالی برای فیلمنامه نویسی باشند.

نکاتی در مورد گفتگو در فیلمنامه

نکته هایی در مورد گفتگو نویسی در فیلمنامه:

یکی از مواردی که در نوشته قبلی به آن اشاره و توضیح کافی در مورد آن داده نشد، عدم پاسخ گویی به دیالوگهای سوالی و به جای آن توجیح و یا توضیح سوال است. این مورد بیشتر در مواقعی که شخصیت باید در مورد اینکه چه حادثه و یا اتفاقی پیش آمده مورد سوال قرار گیرد ، روشی که در این زمینه توصیه می گردد این است که شخصیتی که مورد سوال قرار گرفته به جای پاسخ گفتن، شروع به توضیح در مورد علت و چرایی ماجرا کند. با این روش هم می توانیم تعلیق ایجاد کنیم و هم از این طریق اطلاعاتی را به تماشاگر ارائه دهیم.

مورد دیگر درمورد دیالوگ نویسی در فیلمنامه این است که برای اینکه گفتگوها واقعی به نظر برسند و ساختگی نباشند، از روشهایی مثل پریدن وسط حرف همدیگر، تمام نکردن جمله و استفاده از عبارات ناتمام، حرف بیربط زدن و .... استفاده کرد. 

برای ابن منظور بهترین روش اینست که در مراحل آخر بازنویسی به کمک عده ای از دوستانتان روخوانی از دیالوگ ها صورت گیرد و فیلمنامه نویس با گوش کردن به آنها، عیوب دیالوگ ها را پیدا و رفع کند.

 

گفتگو نویسی برای فیلمنامه

چند مکته در مورد گفتگو نویسی فیلمنامه: 

مهمترین نکته دیالوگ نویسی برای فبلمنامه، کوتاه نویسی است. گفتگوهای فیلمنامه بهتر است کوتاه باشد. در سینما برخلاف تئاتر دیالوگ سهم کمتری از نمایش را بر عهده دارد.مثلا با رعایت همان اصل ننویس، نشان بده می توان حجم زیادی از دیالوگهای بیهوده که بیشتر برای بیان احساسات  هستند را کم کرد.

مورد دیگه در زمینه گفتگونویسی استفاده از سوال در پاسخ به سوال است. این مورد را احتمالا زیاد شنیده اید، مخصوصا اینکه یکی از موارد مشهور آموزشی آقای اصغر فرهادی همین موضوع است.

مورد بعدی در مورد همین دیالوگ های سوالیست که بهتر است در پاسخ به دیالوگ های سوالی به جاری پاسخ دادن شخصیت شروع به توجیه کاری که کرده بکند و از پاسخ مستقیم طفره برود.