زندگینامه شخصیت های فیلمنامه

یکی از مواردی که در کتابهای مختلف به آن زیاد پرداخته شده است نوشتن زندگینامه برای شخصیت های فیلمنامه است.

نمی دونم این روش را امتحان کرده اید یا نه ولی با این مطالب و یا با این روشی که در کتابها در مورد نوشتن زندگینامه شخصیتها نوشته شده انجام اینکار خیلی سخت و ترسناک به نظر می رسد. در حالیکه در عمل این موارد کارایی چندانی ندارند.

برای شخصیتهای فیلمنامه بهتر است از میان اطرافیان و یا کسانی که می شناسیم یکی را انتخاب کنیم وبا توجه به این تصویر کلی فیلمنامه را بنویسیم.

به نظرم استفاده از این روش به جای نوشتن زندگینامه شخصیتها حداقل برای دوستان تازه کاری مثل خودم، مفیدتر و نتیجه بخش تر است. 

انجام اینکار باعث جلوگیری از محدودیت هایی که زندگینامه شخصیت برایمان ایجاد می کند نیز می شود و دست ما را برای ایجاد جذابیت های بیشتر داستانی در فیلمنامه بازتر می کند.

 

یک راه برای غافلگیری تماشاگر در فیلمنامه

یکی از روش های غافلگیری تماشگر، افشا اطلاعاتی است که پنهان کرده ایم و در جایی از فیلمنامه آن را ارائه می کنیم و باعث غافلگیری شخصیت اصلی و تماشاگران می شویم.

یکی از راههای متداول افشاء اطلاعات شخصیت هایی هستند که به ظاهر در کنار قهرمان هستند ولی در اصل دشمن او به حساب می آیند، نمونه اش درفیلم های پلیسی گاهی اوقات پلیسی که اصلا فکرشم نمی کنیم یک پلیس خائن از آب در میاد. یا  اینکه شخصیتی به ظاهر دشمن قهرمان اسن ولی در اصل در کنار او و همراه اوست.

تماشاگر هربار با دیدن این شخصیت ها در طول فیلم، شروع پیش بینی حرکات آنها در ذهنش می کند و حرکات بعدی آنها را حدس می زند و در انتهای فیلم وقتی متوجه می شود که اشتباه کرده است غافلگیر می شود.

ساختن این گونه شخصیت ها احتیاج به صرف زمان زیادی است، چون در حین نوشتن اقدامات آنها باید نشانه هایی از شخصیت حقیقی  آنها بصورت خیلی نامحسوس و بدون اینکه توجه کسی را جلب کند قرار دهیم تا در انتهای فیلم وقتی تماشاگر متوجه، شخصیت اصلی او می شود در حین غافلگیری، به خودش می گوید چرا با این موضوع دقت نکردم.

یکی از ابزارهای مفید برای غافلگیری تماشاگر استفاده از اینگونه شخصیتهاست.

روش رایج و روش صحیح نوشتن فیلمنامه

روش رایج و روش درست نوشتن فیلمنامه چیست؟

در روش رایج معمولا فیلمنامه نویس بعد از دیدن فیلمی که به نظرش فیلم خیلی خوبی است شروع به کپی برداری از پلان آن می کند و بعد از رونویسی سعی می کند قصه ای با همان چارچوب بنویسد و معمولا هم سعی می کند تغییراتی در جنسیت شخصیت ها و یا تعداد آنها ایجاد کند تا این کپی کاری بیش از حد تابلو نباشد.

بعد بقیه مراحل نوشتن را طبق روشی که دارد شامل نوشتن دیالوگ ها و بازنویسی ها را انجام می دهد.

و اما در روش صحیح فیلمنامه نویسی، معمولا فیلمنامه نویس مدتها بر روی ایده اولیه کار می کند تا مهمترین رکن ایده اولیه که منحصربفرد بودن آن است را رعایت کند.

این مرحله ممکن است ماهها طول بکشد ولی او با صبر و استقامت این مرحله که اصلی ترین بخش کار است و بقیه مراحل بستگی به این مرحله دارند را با موفقیت پشت سر بگذارد.

میزان  دقت و وسواسی که فیلمنامه نویس در این مرحله انجام می دهد با احتمال خیلی بالا موفقیت و یا عدم موفقیت او را تعیین می کند.

 

دو رکن اساسی فیلمنامه

مطلب امروز در مورد دو تا از کلیدی ترین بخش های فیلمنانه است.

مهمترین بخش هر فیلمنامه که به نوعی موتور فیلمنامه هم نامیده می شود، انگیزه قهرمان یا شخصیت اصلی است. این انگیزه آنقدر باید قوی باشد که حدود یک ساعت و نیم و یا صد و بیست دقیقه بتواند ما را دنبال خود بکشد.

از همان ایده اولیه روی انگیزه شخصیت اصلی زمان زیادی بگذارید چون بدون یک موتور قوی فیلمنامه توان و کشش لازم برای این کار ندارد.

مورد مهم دوم در فیلمنامه موانعی که بر سر راه شخصیت اصلی قرار می گیرند هستند. امکان ندارد بدون داشتن موانع قدرتمند بر سر راه شخصیت اصلی بتوان فیلم خوبی را شاهد بود.

قاعدتا بخشی از موانع قدرتمند معمولا به ضد قهرمان قدرتمند برمی گردد که اینجا هم باز به بخش مهمی از کار به انگیزه او برای انجام اینکار برمی گردد. موردی که نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی است.

حرکات شخصیت ها در حین گفتگونویسی برای فیلمنامه

در  گفتگو نویسی در فیلمنامه یکی از موارد خیلی مهم نوشتن حرکات و یا به اصطلاح مشغولیات صحنه است. 

اینکار در این موارد به ما کمک می کند:

شخصیت پردازی می کند، از طریق حرکات دست و یا بدن او هنگام دیالوگ می توانیم بعضی از ابعاد شخصیتی، کاراکترهایمان را نشان دهیم.

می توان با طراحی و نوشتن حرکات حین گفتگو حال و هوای فیلمنامه را خلق یا به اصطلاح فضا سازی کرد.اینکه شنونده  در حین گوش دادن در حین ناراحتی کاری انجام میدهد و یا گوینده در حین خشم با دستانش کاری انجام می دهد مسلما به فضاسازی بیشتر کمک می کند.

با این کار می توانیم بر لحظات بحرانی گفتگو تاکید کنیم. اینکه در  لحظه بحرانی، شخصیت بعد از گفتن " از این به بعد نمی تونیم همدیگر را ببینیم " اشک در چشمانش جمع شد،  مسلما باعث تاکید بیشتر در این لحظه می شود.

با نوشتن حرکات شخصیت ها  در حین گفتگو می توانیم  مکث ایجاد کنیم. ایجاد مکث که در گفتگوهای روزمره ما هم وجود دارد یکی از نکات مهم گفتگو نویسی است.

در فیلمنامه، دیر وارد صحنه شوید و زود خارج شوید

بهترین زمان ورود به صحنه:

احتمالا شنیده اید که در مورد وارد شدن و خارج شدن از صحنه هنگام نوشتن فیلمنامه این جمله را می گویند که  دیر وارد شوید و زود خارج شوید. 

دیر وارد شدن به صحنه به معنی حذف اضافات دیالوگ و ماجراهای غیر مفید است اینکه از حاشیه بگذیرم تا به سرعت سراغ متن برسیم، اینکه به هنگام تنش وارد صحنه شویم نه اینکه بعد از کلی مقدمه چینی، بعد به شراغ ماجرا صحنه برویم. 

بهترین روش برای اینکار اینست که برای هر صحنه یک جمله بنویسیم که هدف صحنه چیست وچه کسی شخصیت اصلی صحنه است. پس از آن شروع به ارزیابی صحنه می کنیم. حالا با دانستن هدف برای هر یک برنامه ریزی می کنیم و صحنه را با کنش شروع می کنیم و قبل از اتمام تنش صحنه را به پایان برسانبم.

جزئیات مهم در گفتگوها فیلمنامه

جزئیات مهم و حتی فوق العاده مهم در فیلمنامه نویسی: 

یکی از جزئیات خیلی مهم که به نظرم رسید امروز در موردش مطلب بنویسم این بود که هنگام دیلوگ نویسی حرکات بازیگر را بر چه مبنایی انتخاب می کنیم.

اینکه شخصیت ما همزمان با گفتن " گورتو از اینجا گم کن " با مشت به روی میز می کوبد یا دست بیرون را نشان را می دهد و یا در همان حالی که لیوان را گرفته است بدون انجام کار خاصی فقط دیالوگ را می گوید.

همانطور که می دانید هر یک از این حرکات دست می تواند نشان دهنده سه شخصیت متفاوت و یا سه موقعت داستانی متفاوت باشند و هر کدام می تواند داستان را به سمت خودش ببرد.

نکته خیلی مهم در این زمینه این است که در آوردن اینگونه حرکات شخصیتها، می تواند یکی از مراحل بازنویسی باشد و احتیاجی نیست که موقع نوشتن داستان فیلمنامه حواسمان به این موضوع باشد.