تعلیق در فیلمنامه

یکی از شیوه های ایجاد تعلیق در فیلمنامه :

یکی از روش های ایجاد تعلیق در فیلمنامه ایجاد یک موقعیت خطرناکاست که فقط بیننده از وجود آن اگاه است و شخصیت و یا شخصیتهای اصلی از وجود آن خبری ندارند.

 فردی باظاهری مخوف با اسلحه وارد خانه می شود اطراف را به دقت می گردد در اتاق به دنبال چیزی می گردد. شخصیت اصلی یا صاحبخانه بی خبر از  همه جا با خیالی راحت وارد می شود. دزد  که اسلحه به دست داخل یکی از کابینت ها قایم شده است، اسله اش را به سمت برون گرفته است. صاحبخانه برای خود شربتی می ریزد ولی قاشق چایخوری را پیدا نمی کند یکی یکی کابینت ها را می گردد دزد داخل یکی از کابنت عرق سردی روی پیشانی پایین می آید. صاحبخانه به طرف کابیتی که دزد داخل آن است می رود دستگیره اش را می گیرد.....

این نمونه ای از اینگونه روایت های تعلیق دار است. 

صفحات ابتدایی فیلمنامه

ابتدای فیلمنامه چگونه باید باشد؟ 

در چند صفحه اول فیلمنامه ما در کنار معرفی فضا، زمان، مکان  و شخصیت  با موضوع فیلم نیز آشنا می شویم.

اینکه خواسته شخصیت اصلی چیست و چه کس و یا چه موانعی دارد.

اینکه فضای فیلم چگونه است یعنی تماشاگر منتظر دیدن چه فیلمی در ادامه باشد .

اینکه موضوع چیست؟ خیلی مهمه که به موقع بفهمیم موضع چیه تا بتونیم در ادامه نوع واکنش مان را انتخاب کنیم

 

نقطه میانی فیلمنامه

نقطه میانی فیلمنامه در ساختار فیلمنامه های کلاسیک کجاست؟

بعد از حادثه محرک زندگی شخصیت اصلی از تعادل خارج می شود و او مجبور به انجام اقداماتی می شود. اقداماتی که معمولا غیر منطقی به بنظر می رسند و داستان فیلم آغاز می شود.

بعد از یک سری اقدامات شخصیت اصلی ما که چندین با برای رسیدن به تعادل اولیه تالاش کرده و نتیچه ای هم نگرفته است و یاشکست خورده، در اواسط پرده دوم دچار یک تحول درونی میشه و شروع به تغییراتی می کند.

این تغییر درونی که تغییری بسیار مهم است او را به انجام اقدامات نبمه دوم فیلم وامی دارد.

جزئیات در فیلمنامه

احتمالا شما هم بارها شنیده اید که تفاوت بین فیلمنامه نویس تازه کار و فیلمنامه نویس با تجربه در بازنویسی است. در تعداد دفعات بازنویسیی است که نویسنده با تجربه هر بار دلیلی انجام می دهد. به حوصله ای است که به خرج می دهد ولی نویسنده کم تجربه به راحتی از کنارش می گذرد.

یکی از دفعات بازنویسی را می توان به بررسی و پرداختن به جزئیات در فیلمنامه پرداخت. همان چیزی که احتمالا خیلی از نویسنده های تازه کار به علت بی حوصلگی آنها را نادیده می گیرد.

یکی از اصلی ترین کارهای ما در فیلمنامه ایجاد یک احساس بخصوص در تماشاگر است. و به راحتی می توان خیلی از احساسات را با پرداختن به جزئیات در او ایجاد کرد.

پیراهن، دیوار، کفش و یا هرچیز قرمز یک احساس و رنگ های دیگر هر کدام احساس دیگری. 

 یک در زنگ زده یک احساس می کند و دری نو احساسی دیگر

خلاصه طرح فیلمنامه

فیلمنامه نویسی و مهارتی به نام خلاصه نویسی

یکی از مهمترین مهارتها برای یک فیلمنامه نویس میزان توانایی او در توشتن خلاصه طرح است. خلاصه ای که بابد با یک اتفاق جالب شروع شود و فقط به ماجراهای مهم فیلمنامه همراه با معرفی شخصیتها بپردازد.

مهارت خلاصه نویسی که فوق العاده مهمه، به نظرم بیشتر به میزان توانایی قصه نویسی، فیلمنامه نویس بر می گردد. در فیلمنامه با توجه به نوشتن مواردی شامل توضیحات صحنه و یا شخصیتها و مکان، زیاد این مهارت خودش را نشان نمی دهد.

در حالیکه در نوشتن خلاصه طررح یک فیلمنامه که اولین مواجه تهیه کننده و یا کارگردان با فیلمنامه نویس است به شدت این مهارت خوش را نشان میدهد تا حدی که می توان گفت ممکن است سرنوشت یک فیلمنامه یا فیلمنامه نویس را همین خلاصه نویسی تعیین کند.

 

خروج از بن بست فیلمنامه نویسی

یکی از بهترین روش های رهای از بن بست نویسندگی : 

اگر نوشتن را به صورت مستمر تجربه می کنید احتمالا حداقل چندین بار در بن بست نویسندگی گیر کرده اید و هیچ فکری به ذهنتان نمی رسد و راهی برای خروج از این موقعیت نیز پیدا نمی کنید.

این وضعیت معمولا زمان زیادی را از نویسنده می گیرد و همچنین انرژی زیادی نیز باید برای رهایی از این وضعیت صرف کند.

پیشنهاد خوب و موثری که من از نویسنده فیلم فارست گامپ برای رهایی از این وضعیت شنیدم این بود که در این جور مواقع آب و هوا صحنه را عوض کنید به همین سادگی.

مثلا اگر هوا آفتابی است آنرا بارانی کنید. این راه حل ساده را امتحان کنید واقعا جواب می دهد.

 

خواست اصلی قهرمان فیلمنامه چیست؟

شخصیت اصلی شما دقیقا چه خواسته ای دارد؟

یکی از مشکلاتی که در بسیاری از فیلمنامه ها وجود دارد نامشخص بودن خواست شخصیت اصلی است. و اینکه بسیاری از کارهایی که انجام می دهد و یا انجام نمی دهد را با مشکلی که برای او به وجود آمده به نظر متناسب نیستند.

به نظر دلبل آنهم نبود یک خواست روشن و واضح برای قهرمان است به طوری که بتوان آن را در یک جمله بیان نمود. قصد او رسیدن به ....است یا هدفش نجات .....است.

با این کار و نوشتن جمله ای که هدف قهرمان را مشخص می کند می توان جلوی بسیاری از اشتباهات رایج را گرفت که مهمترین آن عدم باورپذیری است. با کمی تفکر روی همین جمله می توان تا حدود زیادی میزان هماهنگی میان اقدامات شخصیت اصلی با هدف و خواسته اصلی او را متوجه شد.

در مراحل ابتدایی نوشتن فیلمنامه خواسته اصلی شخصیتتان و انگیزه و کارهایی که انجام می دهد را به طور واضح مشخص کنید.

نقش پرده دوم در فیلمنامه

نقش پرده دوم در فیلمنامه های سه پرده ای چیست؟

در فیلمنامه های سه پرده ای، در پرده دوم تنش و کشمکش افزایش می یابد . نویسنده در این پرده موانع را بکی پس از دیگر بر سر راه شخثیت اصلی قرارمی دهد.

در این پرده فیلمنامه نویس همچنین پیرنگ های فرعی را نیز وارد فیمنامه می کند و تمام اینها برای بالا بردن تنش و سخت تر کردن کار قهرمان است.

در فیلم دزد دوچرخه دسیکا بعد از دزدیدن دوچرخه شخصیت اصلی بعد از رفتن پیش پلیس، صحبت با دوستش برای کمک به او فهمیدن ماجرا توسط زنش و... همه و همه شخصیت را سمت نقطه اوج پرده دوم که هنگامی نمی تواند دزدیده شدن دوچرخه اش توسط پسر را ثابت کند و با تهدید و تحقیر همسایگان پسر دزد مواجه می شود.

خلاصه در پرده دوم هرچه می توانید موانع در سر راه شخصیت اصلی قرار دهید و تا می توانید به سوی او سنگ بیندازید.

بازنویسی، بازنویسی و بازنویسی و بازهم بازنوسی

به نظرم این جمله درستی است که فرق نویسنگان بزرک و نویسندگان آماتور را در بازنویسی کردن یعنی تعداد و تکرار  دفعات بازنویسی می داند.

با هر بار خواندن فیلمنامه توسط خودمان و توجه به وجه خاصی از آن در هر بار باید دردانه هایمان را به قتل برسانیم. یعنی باید از چیزهایی که دوست داریم و می دانیم که بهتر است نباشیم را حذف کنیم.

فیلمنامه نویسی و چه می شود اگر...

چه می شود اگر...

همانطور که احتمالا می دانید یکی از اصلی ترین راههای ایده پردازی برای فیلمنامه نویسی استفاده ازچه می شود اگر  است. اما نکته مهم چگونگی استفاده از چه می شود اگر برای فیلمنامه است.

استفاده غیر صحیح از این روش خلق ایده اولیه با این جمله است . یعنی بنشیم وبا کنار هم قرار دادن چیزهای متناقض با هم ایده اولیه فیلمنامه را خلق کنیم بدون اینکه بدونیم چه چیزی می خواهیم بگوییم یا چه قصه ای داریم.

اما روش موثرتر چیست؟

هر وقت ما موضوع ، شخصیت و یا قصه ای پیدا کردیم که نظرمون به آن جلب شد، یعنی حداقل تا حدودی متوجه شدیم که دوست داریم چطور و یا چه حرفی را بیان کنیم، بعد از آن در فاز اجرا به سراغ چه می شود اگر می رویم.

یعنی چه می شود اگر بیشتر مربوط به نحوه بیان حرفی که می خواهیم بزنیم. خود موضوع نیست، این نکته مهم چیزیه که هنوزخیلی از کسانی که در حال کار هستند، متوجه آن نیستند. 

چه می شود اگر مربوط به بخش نحوه ارائه حرف و خلاقیت و همچنین شیوه نویی که برای اینکار در نظر می گیریم مربوط می شود.