فیلمنامه کوتاه خرشانس
خرشانس
خارجی خیابان روز
در یک خیابان کم رفت و آمد در کنار یک پارک کوچک، امیر حدودا سی ساله و لاغر باصورت و دستهایی کثیف، موهایی ژولیده و لباسهایی سیاه و کثافت در حالی که گونی زباله ای به دوش دارد به جوی کنارخیابان که نگاه می کند پیرزنی لاغر با چادری گلدار در حالی که به او نگاه می کند، سرش را تکان می دهد و از کنارش رد می شود.
امیر در حال نگاه کردن به جوی چیزی کنار لاستیک یک ماشین چیزی نظرش را جلب می کند.
از زیر لاستیک ماشین آن را بر می دارد. یک کیف دستی کوچک است آن را باز می کند نگاهی می کند گونی اش را داخل جوی پرت می کند و کیف به دست داخل دستشویی کنار خیابان می شود.
خارجی خیابان روز
چند دقیقه بعد امیر با موهایی مرتب و دست و صورت و سر و وضعی تمیز از دستشویی بیرون می آید. پشت همان ماشین می ایستد و به رستوران آن طرف خیابان را نگاه می کند ناگهان ماشین دنده عقب به او می زند و او داخل جوی می افتد.
راننده که یک خانم حدودا چهل ساله و چاق و عینکی است پیاده می شود پشت ماشین می آید چیزی نمی بیند کیف را روی زمین می بیند جیبهایش مانتو اش را میگردد با خوشحالی کیف را برمی دارد چک می کند و سوار ماشین می شود و می رود.
چند ثانیه بعد امیر با همان سر و وضع کثافت با گونی اش از داخل جوی بیرون می آید. او اطراف را نگاه می کند که پیرزن چادری یک ظرف غذا به او می دهد و میرود.
امیرحسین جواهری