یادگیری فیلمنامه نویسی

یک نکته مهم در مورد سیستم یادگیری در مغز وجود داره که قبلا هم توی وبلاگ در موردش نوشتم، اینست که  "توانایی مغز  ما هنگام یادگیری ثابت نیست و با تلاش فرد تغییر می کند."

این موضوع یه خبر فوق العاده است برای خیلی از ما که می خواهیم کاری را شروع کنیم ولی احساس می کنیم یا اینطور فکر می کنیم که استعداد آن کار را نداریم. 

برای مثال کسی که علاقمند به فیلمنامه نویسی است و به گمان اینکه استعداد نوشتن دارد در یک کلاس فیلمنامه نویسی شرکت می کند و در یکی دو جلسه اول با توجه به روش مزخرف آموزش در اکثر این کلاس ها به این نتیجه می رسد که در مقایسه با دیگران استعداد نوشتن ندارد. این شخص در هر دو جا در مورد استعدادش اشتباه قضاوت کرده، اولین اشتباه اینکه احتمالا او در یک جمع کوچک خانوادگی یا دوستانه با مقایسه خود با اطرافیانش به این نتیجه رسیده که استعداد نوشتن دارد و دوم اینکه او دوباره با مقایسه کردن خود با همکلاسی هایی که معلوم نیست چقدر بیشتر تجربه دارند به این نتیجه رسیده که مستعد نیست.

با توجه به این موضوع که توانایی مغز با تلاش ما تغییر می کند صحبت از استعداد در مواردی که یادگیری آنها با مغز سر و کار دارد کاری احمقانه و اتلاف وقت است.

خلاصه این مطلب اینکه تنها شرط موفقیت و یادگیری، پایداری و علاقه ماست همین و بس.

تمرکز اصلی فیلمنامه نویس

یکی از بلاهای گریبانگیر علاقمندان به فیلمنامه نویسی،  ماندن بر روی فیلمنامه یا فیلمنامه های اولیه شان است. این دوستان به جای تمرکز بر روی یادگیری که از طریق تکرار و نوشتن صورت می گیرد، تنها با نوشتن یکی دو فیلمنامه اولیه خود، شروع به قضاوت در مورد آینده کاریشان خود می کنند. 

اینها انرژی را که باید صرف تلاش و پایداری برای یادگیری بیشتر شود را به کارهای فرعی می پردازند. این افراد یا نمی دانند یا فراموش کرده اند که حرف اصلی در این کار مثل خیلی از کارهای دیگر را کیفیت کار می زند. اگر ما فیلمنامه خوبی بنویسیم احتیاجی به انجام  کارهایی که معمولا نتیجه ای جز اتلاف وقت ندارند، نداریم.

 

الویت زندگی یک فیلمنامه نویس

یکی از بیشترین کارهایی که یک فیلمنامه نویس هنگام نوشتن فیلمنامه در طول روز انجام می دهد، فکر کردن در مورد داستان  فیلمنامه اش و ابعاد آن میباشد. 

ما باید حتی در زمانی که به کار دیگری مشغول هستیم از هر فرصتی برای فکر کردن به فیلمنامه مان استفاده کنیم. این کار یکی از تفاوت های اصلی فیلمنامه نویسان حرفه ای با بقیه فیلمنامه نویسان است.

تا زمانی که الویت اصلی زندگیمان را کسب مهارت فیلمنامه نویسی قرار ندهیم، نمی توانیم که توقع داشته باشیم که در این فن هنر بسیار بسیار رقابتی، حرفی برای گفتن داشته باشیم. و راه اجرای این الویت اینست که در طول شبانه روز فکر و ذکر اصلیمان    فیلمنامه ای که مینویسیم، باشد.

دیالوگ نویسی فیلمنامه

یکی از نکات مهمی که برای دیالوگ نویسی مطرح می شود، توجه به دایره لغات شخصیت هاست.

اصلی ترین موضوع در این زمینه اینست که هر کدام از شخصیت ها  با توجه به شغلی که دارد، بعضی از لغات مورد استفاده در دیالوگهایش مختص به حرفه اش می باشد. برای مثال برای دیالوگ نویسی، گفتگوی یک پزشک و یک برقکار بدون توجه به کلیشه ها، تنها با استفاده از تعدادی کلمه اختصاصی برای هر یک از شخصیتها والبته رعایت دیگر قواعد گفتگونویسی، می توان برای آنها یک گفتگوی قابل قبول نوشت.

بر همین اساس برخلاف کلیشه های معمول برای شغلهایی مثل رانندگی و یا فروشندگی با توجه به اینکه با آدم های مختلف سر و کار دارند و تاثیری که معمولا از آنها می پذیرند، نمی توان فرهنگ لغت بخصوصی در نظر گرفت.

مهارت ضروری هر فیلمنامه نویس

به نظرم یکی از توانایی های ضروری برای هر فیلمنامه نویسی ضروری است، توانایی خلاصه کردن است.

خلاصه کردن نه به معنای خلاصه نویسی، چیزی که مدنظر من است توانایی درآوردن چکیده فیلم هاییست که می بینیم و یا داستانهایی است که می خوانیم، آنهم در حد یکی دو جمله، تاکید می کنم در حد یکی دو جمله.

اگر کسی بتواند این مهارت را در خودش ایجاد کند و پرورش دهد به یکی از مهمترین توانایی های فیلمنامه نویسی دست پیدا کرده است که بقیه مهارت ها در ادامه آن است.

نکته مهم این مهارت اینست که ارزش واقعی آن را فقط فیلمنامه نویسانی می توانند درک کنند که این مهارت را کسب کرده اند. 

سخت ترین قسمت فیلمنامه نویسی

سخت ترین قسمت نوشتن فیلمنامه را که انجام دهیم بقیه قسمت ها دیگر کاری ندارد فقط باید پیگرشان باشیم. و سخت ترین قسمت فیلمنامه نویسی نشستن و نوشتن آن است یعنی از بین بردن آن منتقد درونی و وسواسی است که مدام ما را به عقب انداختن کار تشویق می کند آنهم بیشتر به خاطر ترس از نظرات دیگران است.

همین که بشینی و بنویسی نصف راه را رفتی بقیه اش حذف اضافات و رنگ آمیزی است.

چینش سکانسهای فیلمنامه

چگونگی چینش سکانس ها در فیلمنامه یکی از مهارت های فیلمنامه نویسی است. ما برای ایجاد تنوع و جلوگیری از خسته کننده شدن فیلمنامه، باید مراقب ترتیب قرار گیری سکانسها و متنوع بودن آنها از لحاظ تغییر فضا و حال و هوای آن باشیم که البته این کار بیشتر در یکی از مراحل بازنویسی انجام می گیرد.

مطلب زیر بخشی از کتاب کالبد شکافی چهار فیلمنامه نوشته سید فیلد است:

" شکسپیر می دانست که وقتی صحنه ای بسیار جدی و احتمالا غمناک دارید بعد از آن بهتر است صحنه ای طنز آمیز قرار بگیرد. پس از اینکه مکبث و لیدی مکبث شاه دانکن را می کشند، فریاد مرگ و جنایت ما را به صحنه کنار دروازه با حضور دروازبان می کشاند که مست و لایعقل و تحت تاثیر الکل پرت و پلا می گوید. یک لحظه بسیار غمناک و سپس خنده."