لطفا شخصیت خود را معرفی کنید

یکی از قوانین هنگام نوشتن فیلمنامه اینست که شخصیت هایی که در روند فیلمنامه موثر هستند بهتر است قل از ایفای نقش خود در فیلمنامه توسط فیلمنامه نویس معرفی شوند.

این معرفی یا توسط اشخاص دیگری صورت می گیرد که درباره او صحبت می کنند  و اطلاعاتی می دهند و یا اینکه قبل از اکت موثر آن شخصیت بهتر است حضور را را در صحنه هایی داشته باشیم.

رعایت این موارد به ظاهر ساده اما مهم می تواند تفاوت بسیاری از فیلمنامه های حرفه با دیگر فیلمنامه ها باشد.

فقط این فیلمنامه لعنتی را بنویس!

مطلب زیر قسمتی از کتای فیلمنامه نویسی در بیست و یک روز است که حاوی نکته خیلی مهمی است و آنهم پرهیز از کمال گرایی و پیدا کردن راه ساده انجام کار است در حالی که خیلی از ما متاسفانه مخصوصا در ابتداری راه فیلمنامه نوویسی گرفتارش هستیم.

"فقط این کار لعنتی را بکن!

روش بازی داستین هافمن این است که شخصیت را از خود بیرون بکشد. لارنس الیویه در قالب شخصیت- به مثابه یک ماسک- فرو می رود. هر دو بازیگر، احترام زیادی برای یکدیگر قائل اند.

در دونده دو ماراتن همبازی بودند. داستین با نقش خود مشکلاتی داشت. الویه می گفت:" چرا سعی نمی کنی بازی کنی، پسر جان؟" 

آیا می خواهید از راه منحرف شوید تا چیزهای دیگری سر راه شما سبز شود؟ کوتاه ترین مسافت مستقیم تا خط پایان را تشخیص دهید. این کار را بکنید!

زیرمتن فیلمنامه

 خیلی از دوستان فیلمنامه نویس یکی از دغدغه هایشان هنگام نوشتن فیلمنامه، زیرمتن است. با اینکه به نظرم زیرمتن یکی از موضوعات فرعی فیلمنامه نویسی است با اینحال مطلب زیر در مورد زیرمتن از کتاب داستان رابرت مک کی را برای این پست در نظر گرفتم.

زیرمتن یا متن فرعی  یعنی زندگی نهفته در زیر آن سطح ظاهری، افکار و احساسات شناخته شده یا ناشناخته که توسط رفتار پنهان می شوند. نویسنده باید حقیقت را با یک صورتک زنده بپوشاند. به عبارت دیگر باید افکار و احساسات حقیقی شخصیتها را در پس گفتار و اعمال آنها پنهان کند.

همواره چیزی کم است

داستان نباید به کنش هایی با کیفیت و کمیت پایین عدول کند، بلکه باید در حرکتی رو به جلو به سوی کنش نهایی که بیش از آن برای تماشاگر قابل تصور نیست پیش برود.

گرچه کمیت کشمکش از سطحی به سطحی دیگر تغییر می کند، اما کمیت کشمکش در زندگی ثابت است به عبارتی همواره چیزی کم است.

رابرت مک کی- کتاب داستان

این قسمت از کتاب داستان را بیشتر به خاطر قسمت آخر آن دوست دارم " در زندگی همواره چیزی کم است". به نظرم این جمله ما را به نداشتن وسواس هنگام نوشتن فیلمنامه و یا هر کاری که قصد کسب تجربه داریم هم دعوت می کنه، اینکه اگر بخواهیم به کمبودهای چیزی نگاه کنیم و به دنبال آنها باشیم همیشه کمبودهایی وجود دارند پس بهتر اینکه کارمون خودمون را انجام دهیم.

 

روش شخصی سازی دیالوگ های فیلمنامه

یکی از نکات مهم دیالوگ ها در  فیلمنامه اینست که دیالوگ های شخصیت ها متناسب با آنها باشد. یعنی برای هر شخصیت دیالوگی بنویسیم که در آن  از دایره لغات همان شخصیت استفاده کنیم.

دایره لغات شخصیت ها هم بیشتر تحت تاثیر شغل شخصیت هاست. برای همین بعد از فکر کردن به شخصیت های فیلمنامه و انتخاب شغل او تعدادی از لغت هایی که ممکنه اینگونه افراد از آنها استفاده کنند را تعیین و با درصد نسبتا کمی وارد دیالوگهای شخصیت می کنیم.

نکته مهم این موضوع اینست که به نظرم بهترین زمان انجام اینکار یعنی شخصی سازی دیالوگ شخصیت های فیلمنامه هنگام بازنویسی است. در هربار بازنویسی که برای یکی از شخصیت ها انجام می دهیم لغات مربوط او را هم وارد دیالوگش می کنیم.

چگونه نوشتن عادتم شد؟

نوشتن چگونه عادتم شد؟

به وسیله زنجیره را پاره نکن. این روش متعلق به یک کمدین است که قرار می گذاره هر روز یک جک بسازه و روی تقویم یک علامت بزنه، یه مدت که می گذره این علامت های پشت سر هم روی تقویم یک زنجیره رو درست می کنند و حفظ این زنجیره خودش یک انگیزه مضاعف برای تداوم اون کار ایجاد می کنه.

به نظر بهترین روش یادگیری کاری با قدم های کوچک و یا ایجاد یک عادت جدید همین است آهسته و پیوسته.  

پینوشت: اسم کمدین یادم نیست هر کسی می خواد خودش" زنجیره را پاره نکن" را سرچ کند علاوه بر اسم طرف کلی هم داستان پیدا می کند.

راز فیلمنامه نویس شدن

اگر بخواهم به دوستانی که می خواهند فیلمنامه نویس شوند و قصد ورود به این حرفه و آموختن آن را دارند فقط و فقط به عنوان یک دوست هم رشته ای چیزی بگویم همین جمله را می گویم.

هیچ کلاس و یا تمرینی به اندازه خود نوشتن فیلمنامه نمی تواند به فیلمنامه نویس شدن کمک کند. 

فقط و فقط باید بنویسیم بازخورد بگیریم و اصلاح کنیم. شاید خیلی روش های دیگری هم موجود باشد ولی بنظرم  تمرین و اصلاح بهترین روش یادگیری هر کاری است. هیچ راه میانبری هم وجود ندارد چون چیزی که اهمیت دارند کیفیت فیلمنامه است و با کیفیت نوشتن حاصل حرفه ای شدن است همین و بس.