مهمترین خصوصیت شخصیتی یک فیلمنامه نویس چیست؟

اگر خصوصیات شخصیتی یک فیلمنامه نویس خوب را لیست کنیم، چه خصوصیتی بالاتر از همه آنها قرار می گیرد؟

به نظرم فارغ از درونگرا یا برونگرا بودن مهمترین خصوصیت شخصیتی یک فیلمنامه نویس خوب، حوصله داشتن است.          فیلمنامه نویس بالاتر از هر مهارتی به صبر و حوصله احتیاج دارد. اگر دو نفر با مهارت یکسان در فیلمنامه نویسی و با شرایط یکسان را در کنار هم قرار دهیم به احتمال زیاد کسی که حوصله بیشتری به خرج می دهد، فیلمنامه بهتری نیز می نویسد.

بیشترین نیاز ما به صبر و حوصله هنگام بازنویسی فیلمنامه هاست. این زمان بیشتر از هر زمانی به حوصله نیاز داریم و اگر حوصله داشتن را در خودمان پرورش نداده باشیم، معمولا تمایل داریم که با عجله بازنویسی را تمام کنیم و این بدترین چیز برای بازنویسی است. چون تفاوت بسیاری از فیلمنامه نویسان حرفه ای با بقیه در تعداد دفعات بازنویسی آنهاست.

 

کسب درآمد فیلمنامه نویس های تازه کار

خیلی از ما گمان می کنیم که هدف از تاکید به نوشتن فیلمنامه برای تازه کارها داشتن چیزی برای عرضه است و اکثرا بعد از نوشتن فیلمنامه هایشان دچار توهم فیلمنامه نویس بودن می شوند و چون معمولا پاسخی دریافت نمی کنند،  امیدواری و تلاش آنها کمتر و کمتر می شود و به مرور از بین می رود.

چیزی که این دوستان دقت نمی کنند  اینست که با نوشتن چند فیلمنامه کسی آنها را فیلمنامه نویس نمی داند، نوشتن فیلمنامه های متعدد در آغاز راه بخشی از فرایند فیلمنامه نویس شدن است. به عبارت دیگر ما با نوشتن فیلمنامه های زیاد و سپس گرفتن بازخورد و اصلاح آنهاست که این مسیر را طی می کنیم. 

ما باید این را بپذیریم که نتیجه نوشتن فیلمنامه های اولیه و تلاش های ما در شروع راه کسب مهارت است نه کسب درآمد.

 

اشیاء در فیلمنامه

" نخستین گام در راه تبدیل یک داستان خوب به اثری شاعرانه حذف ۹۰ درصد از واقعیت است. اکثریت بسیار زیادی از اشیاء موجود در جهان باعث دلالتهای ضمنی نادرست می شوند. پس طیف تصاویر ممکن را باید به شدت محدود و در حد اشیا دارای دلالتهای مناسب خلاصه کرد."

مطلب بالا بخشی از کتاب داستان نوشته رابرت مک کی است.

محدود کردن وجود اشیا در فیلمنامه و تاکید بر روی وجود اشیایی لازم در صحنه ها یکی از وظایف فیلمنامه نویس است. فیلمنامه نویس با تجربه یکی از مراحل بازنویسی فیلمنامه اش را به وسایل موجود در صحنه ها اختصاص می دهد و به شدت مراقب آنهاست و  با مهارت و تکنیک هایی هنگام نوشتن بر وجود یا عدم وجود اشیا تاکید می کند.

بهترین زمان نوشتن گفتگوهای فیلمنامه

بهترین زمان نوشتن گفتگوهای فیلمنامه چه زمانی است؟

این سوال پاسخ مشخصی ندارد ولی چیزی که مسلم است اینست که فیلمنامه نویسان تازه کار معمولا فیلمنامه را با نوشتن گفتگوها آغاز می کنند در حالیکه اینکار بدترین روش نوشتن فیلمنامه است. این روش را رابرت مک کی در کتاب داستان نوشتن از بیرون به درون معرفی می کند و بهترین روش فیلنامه نویسی نوشتن از درون به بیرون می داند. 

در روش درون به بیرون فیلمنامه نویس هر لحظه خودش را به جای شخصیت ها می گذارد و کنش ها و واکنش های آنان را در         می آورد و داستانش را می نویسد و آخرین کاری که انجام می دهد دیالوگ نویسی است.

 رابرت مک کی در کتاب داستان :

"نویسنده عاقل نوشتن گفتگوها را تا حد ممکن به تعویق می اندازد زیرا نوشتن زودهنگام گفتگوها مانع از خلاقیت می شود"

بهترین زمان نوشتن گفتگوهای فیلمنامه

بهترین زمان نوشتن گفتگوهای فیلمنامه چه زمانی است؟

این سوال پاسخ مشخصی ندارد ولی چیزی که مسلم است اینست که فیلمنامه نویسان تازه کار معمولا فیلمنامه را با نوشتن گفتگوها آغاز می کنند در حالیکه اینکار بدترین روش نوشتن فیلمنامه است. این روش را رابرت مک کی در کتاب داستان نوشتن از بیرون به درون معرفی می کند و بهترین روش فیلنامه نویسی نوشتن از درون به بیرون می داند. 

در روش درون به بیرون فیلمنامه نویس هر لحظه خودش را به جای شخصیت ها می گذارد و کنش ها و واکنش های آنان را در         می آورد و داستانش را می نویسد و آخرین کاری که انجام می دهد دیالوگ نویسی است.

 رابرت مک کی در کتاب داستان :

"نویسنده عاقل نوشتن گفتگوها را تا حد ممکن به تعویق می اندازد زیرا نوشتن زودهنگام گفتگوها مانع از خلاقیت می شود"

مهمترین ویژگی فیلمنامه

اگر از من بپرسند مهمترین ویژگی یک فیلمنامه خوب چیست؟ پاسخ من بدون تردید "غیر قابل پیش بینی بودن فیلمنامه" است.

اگر کسی به این مهارت برسد که فیلمنامه ای غیرقابل پیش بینی و منطقی بنویسد هشتاد درصد مسیر فیلمنتمه نویس شدن را طی کرده و بقیه موضوعات در مراتب پایین تری قرار دارند.

هر چه جلوتر می روم و فیلم های بیشتری را بررسی می کنم، اهمیت غیرقابل پیش بینی بودن فیلمنامه برایم بیشتر میشود. دقت کنید که ما در مورد سینما حرف می زنیم یعنی فیلمی که باید در سالن سینما نمایش داده شود و مردم آن را بینند و درآمد زایی کند نه بعضی از فیلم های به اصطلاح جشنواره ای.

در بهترین حالت ویژگی غیرقابل پیش بینی بودن در تمام اجزاء فیلمنامه وجود داشته باشد از شخصیت ها و کنش های آنان گرفته تاچرخش های هر صحنه و سکانس  و مهمتر از همه در پایان فیلمنامه.

به نظرم برای یادگیری و تسلط یافتن بر مهارت نوشتنِ غیرقابل پیش بینی، تمرین قطع کردن فیلم ها مخصوصا سریال هنگام تماشا و پیش بینی کردن ادامه آنها و بعد بررسی پیش بینی یکی از تمرین هایی است که هر علاقمند به فیلمنامه نویسی باید خود را به انجام آن عادت دهد.

احساس یک فیلمنامه نویس

یکی از مهمترین توصیه هایی که در مورد ایده هایی برای نوشتن فیلمنامه می شود اینست که در مورد ترس هایمان بنویسیم. ترس هایمان هر یک داستانی دارند کافی آنها را گسترش دهیم و مهیج کنیم و بنوسیم.

نکته دیگر اینکه معمولا داستان ترس های هر کس با توجه به اینکه به عوامل متعدی در زندگی و شخصیت او بستگی دارد، منحصربفرد است و از این نظر یکی از مهمترین ویژگی های فیلمنامه را دارد.

و از همه مهتر اینکه ترس های ما هر کدام بالفطره احساساتی قوی به دنبال خود دارند و معمولا خود بر انگیزاننده احساسات هستند.

مطلب زیر قسمتی از کتاب راه داستان کاترین آن جونز است: 

"هرگز فراموش نکنید که مردم به تئاتر و سینما می روند تا چیزی را احساس کنند. برای اینکه خواننده یا بیننده چیزی را احساس کند، نخست نویسنده باید چیزی را احساس کرده باشد"

اولین شرط فیلمنامه کمدی

نوشتن فیلمنامه کمدی بر خلاف تصور از پیچیدگی های بیشتری برخوردار است. فیلمنامه کمدی علاوه بر شوخی ها و موقعیت های طنز، داشتن نقاط عطف کمیک نیز ویژگی مهم فیلمنامه کمدی است.

رابرت مک کی در کتاب داستان در مورد اولین شرط نوشتن فیلمنامه کمدی حقیقی این گونه می نویسد:

" فقط وقتی می توانید مطمئن شوید که یک کمدی حقیقی نوشته اید که کسی را بنشانید و قصه را برایش تعریف کنید. فقط آنچه اتفاق می افتد، بدون نقل گفتگوهای بامزه یا شوخی های تصویری بیان کنید. اگر خندید، موفق شده اید. در اینصورت با چرخش هر صحنه شنونده می خندد و این روند تا جایی ادامه می یابد که در پایان داستان از خنده روده بر می شود. کمدی یعنی این. اگر داستان را تعریف کردید و کسی نخندید بدانید آنچه نوشته اید کمدی نیست."