"هنوز نه" مطلب مهم تد تالکی بود که چند روزه ذهن من رو به خودش مشغول کرده است.
به این معنی که مثلا وقتی در آزمونی قبول نمی شویم رد شدن خود را "هنوز نه"بدانیم یعنی من هنوز توانایی لازم را کسب نکرده ام، نه اینکه مثل اکثر آدم ها در اینجور مواقع به دنبال ایرادات و کاستی های خودم برم و به خودم سرکوفت بزنم.
اگر فیلمنامه و یا فیلمنامه هایی نوشتیم و مورد توجه کسی قرار نگرفت و" نه" های زیادی شنیدیم، این به معنی بی استعدادی نیست بلکه همه اینها به معنای "هنوز نه" هستند . یعنی کارمان هنوز به کیفیت لازم نرسیده است. یعنی هنوز چیزهای بیشتری باید بیاموزیم. یعنی هنوز بیشتر باید بنویسیم. یعنی هنوز یک سری قواعد را نمی دانیم.
که تمام این هنوز ها با اصلاح کار و دوباره و دوباره و دوباره انجام دادن برطرف می شوند.
هنوز نه در ابعاد گوناگون زندگی کاربرد دارد. هر شکستی یک هنوز نه در خود دارد به این معنی که هنوز به درجه لازم نرسیدیم و کافیست تا دوباره و دوباره تلاش کنیم و تا موفق شویم، همین.
به نظرم اعتقاد به همین دو کلمه تفاوت اصلی بین انسان های تاثیرگذار با بقیه انسانهاست.