فیلمنامه نویس شکنجه گر

شاید این جمله معروف آلفرد هیچکاک را شنیده باشید:

" کاری کنید که تماشاچی عذاب بکشد"

این عذاب کشیدن همان دلیلی است که معمولا تماشاگر را پای دیدن فیلم نگه می دارد و توجه او را حفظ می کند. علاوه بر ایجاد خطر  و اضطراب که منجر به تنش در فیلمنامه می شوند  یکی از مهمترین روش های ایجاد این احساس در تماشاگر، نوشتن فیلمنامه ای است که در بخش های مختلف آن غیر قابل پیش بینی باشد.

شخصیت های عجیب و غریب فیلمنامه

شخصیت های جذاب خالق داستانهای جذاب هستند.

مهمترین ویژگی شخصیت جذاب متفاوت بودن اوست و این متفاوت بودن ممکنه در نگاه اول عجیب به نظر بیاد ولی واقعا اینطور نیست اگر به شخصیت های فیلم های خوب نگاه کنیم خیلی کم پیش می آید ما از متفاوت بودن شخصیتها ناراضی باشیم بلکه برعکس  معمولا همه ما انسانهای عجیب را دوست داریم و در دلمان آنها را تحسین می کنیم. این ضعف داستانهاست که بیشتر باعث نارضایتی تماشاگر می شود و نه شخصیت ها.

بنظرم  اگر یک فیلمنامه نویس از ترس غیر واقعی شدن شخصیت هایش، بترسد از اینکه شخصیت هایی عجیب و متفاوت خلق کند خورش از بخش مهمی از ایجاد جذابیت محروم کرده است.

تفریح یک فیلمنامه نویس

به نظرم یکی از خوش شانسی های فیلمنامه نویس ها و علاقمندان به فیلمنامه نویسی اینست که فیلم دیدن بخش مهمی از کار و آموزش ماست.

کاری برای اکثر مردم تفریح و سرگرمی به حساب می آید برای ما لذت دوچندان می تواند داشته باشد. یکی که همان لذتی که همه ما از دیدن فیلم و کلا از شنیدن داستانها می بریم و لذت دیگری که برای من به شخصه شیرینتر است لذت آموختن است.

همه فیلمها حتی فیلم های بد نیز برای ما که فیلمنامه می نویسم چیزی یا چیزهایی برای یادگرفتن دارند فقط کافیست بعد از دیدن فیلم راجع به آنها فکر کنیم و یادداشت برداری کنیم.

سوخت یک فیلمنامه نویس

چقدر برای ادامه راه برای خود انگیزه ذخیره کرده اید؟

 فیلمنامه نویس شدن و اصولا اینگونه کارها با توجه به خصوصیات ذاتیشان مسیری طولانی هستند و احتیاج به صبر و پایداری زیادی دارند. برای همین است که تعداد کمی از سیل مشتاقانی که وارد این مسیر می شوند تا رسیدن به مقصد تاب می آورند. 

تنها و یا مهمترین چیزی که به عنوان سوخت ما در طی کردن این مسیر محسوب می شود، میزان انگیزه ایست که داریم و یا در خودمان ایجاد می کنیم. البته شاید بارها در طول این مسیر شاهد کم شدن و یا از بین رفتن انگیزه باشیم در اینصورت باید به یاد داشته باشیم که کم انگیزه شدن بسیار طبیعی است حتی ممکن است کسانی که به صورت ای فیلمنامه می نویسند نیز در طول نوشتن یک فیلمنامه انگیزه شان را ازدست بدهند، فقط نکته مهم در مورد آنها برخوردشان با این مسئله است آنها به تجربه آموخته اند که نباید به این گونه احساسات بهای زیادی داد و همچنین راهکارهایی برای روزهای بی انگیزگی پیش بینی کرده اند که بلافاصله به سراغ آنها می روند. 

این راهکارها برای هر کس می تواند منحصر بفرد باشد از گوش دادن به یک موسیقی گرفته تا صحبت با یک دوست و یا خواندن یک کتاب و یا هر چیز دیگری که انگیزه را در ما بیدار کند و باعث شود با انرژی به کارمان ادامه دهیم.

"رد شدنهای"یک فیلمنامه نویس

به عنوان یک فیلمنامه نویس چقدر خود را یرای رد شدن و شنیدن پاسخ منفی آماده کرده اید؟

موفقیت یا عدم موفقیت ما در فیلمنامه نویسی در کنار پایداری برای کسب مهارت لازم، تا حد زیادی به میزان آمادگی و پاسخ ما به رد شدنهای احتمالی دارد.

برای وارد شدن به بازار پر از رقیب فیلمنامه نویسی علاوه بر توانایی نوشتن باید توانایی نه شنیدن و سماجت کردن را هم در خودمان پرورش دهیم. مهمترین نکته در این زمینه برخورد ما با پاسخ منفی و رد شدن است. خیلی ها با شنیدن پاسخ منفی بدون هیچ گونه صحبتی و در بهترین حالت با کمی ناامیدی به سراغ گزینه های بعدی می روند. در حالی که تا وقتی که ما دلیل رد شدن را متوجه نشویم بیشتر وقت خود را با شنیدن پاسخ های منفی تلف کرده ایم.

با سوال کردن در مورد دلیل رد شدن ضمن آغاز گفتگو و برقراری ارتباط می توانیم متوجه نقاط ضعف احتمالی کارمان شویم و بعد از اصلاح فیلمنامه شانس خودمان را بیشتر کنیم و از رد شدنها نهایت استفاده را ببریم.

نقشه راه فیلمنامه نویس

مثلی است که می گوید به فرض "اگر هشت ساعت برای قطع کردن درختی فرصت داشتید، هفت ساعت آن را صرف تیز کردن اره کنید"

به نظرم این مثل در مورد فیلمنامه نویسی نیز صدق می کند. فیلمنامه نویسی که بدون طرح و با عجله به سراغ نوشتن می رود معمولا در مسیر نوشتن با مشکلات زیادی روبرو می شود و به فرض تمام کردن کار هم معمولا نتیجه خوبی نمی گیرد.

بهتر است فیلمنامه نویس با نوشتن طرح اولیه و خلاصه سکانس ها ابتدا یک نقشه راه برای خودش ایجاد کند و سپس با راهنمایی نقشه شروع به نوشتن فیلمنامه اولیه کند.

نوشت سه برابری فیلمنامه

اگر مصاحبه های فیلمنامه نویس را دنبال کرده باشید احتمالا مطالبی در مورد تعداد صفحاتی که در دستنویس اولیه می نویسند از آنها شنیده اید. چیزی که من متوجه شدم اینست که آنها معمولا دو تا سه برابر یک فیلمنامه صحنه می نویسند. همه چیز را روی کاغذ می آورند و تا می توانند صحنه خلق میکنند.

به نظرم یکی از نتایج این کار شناخت بیشتر و وارد شدن بیشتر خود فیلمنامه نویس به دنیای شخصیت ها های فیلمنامه و داستانشان است.

 همچنین با اینکار تنوع بیشتری هم داریم و دستمان برای حرص کردن حذف صحنه های زائد و انتخاب بهترین ها هنگام بازنویسی بازتر است.

 

مطلب زیر از کتاب داستان نوشته رابرت مک کی است:

"برای اینکه چهل تا شصت صحنه خلق کنید و خودتان را تکرار نکنید، باید صد صحنه بنویسید. پس از طراحی این تعداد صحنه سعی کنید با ارزشترین ها را پیدا کنید."