فیلمنامه نویس صبور

 یکی از چیزهایی که احتمالا در مسیر فیلمنامه نویسی با آن برخورد می کنیم این است که گاهی اوقات زمان و انرژی زیادی برای نوشتن یک فیلمنامه صرف می کنیم ولی آخر سر به نتیجه خوبی نمی رسیم.

در اینگونه مواقع  ما به عنوان کسی که می خواهد این مسیر را ادامه دهد باید  بیشتر روی چیزهایی که در طول نوشتن هر فیلمنامه به دست می آوریم تمرکز کنیم تا نتیجه نهایی. به نظرم این بخش مهمی از یادگیری است که خیلی وقتها فراموش می کنیم.

مطلب زیر از هارولد کلرمن است که در کتاب راه داستان کاتدین آن جونز آمده است:

" آنها، آن آدمهای ناشکیبا، باید درک کنند که آنچه در مسیر انجام یک کار گرد می آوریم، اغلب از خود هدف ارزشمندتر است. " 

پایه و اساس بسیاری از فیلمنامه ها

 "شخصیت اصلی بعد از یک حادثه کاری غیر معمول انجام می دهد و تصمیم باعث یک سری اتفاقات و جریانات دیگر میشود."

به نظرم این خط شالوده بسیاری از فیلمها و داستانهای شخصیت محور است. که می تواند کمک زیادی  برای نوشتن فیلمنامه به ما بکند. 

پی نوشت:جمله بالا برداشت من از قسمتی از یک مقاله است که منبع و نویسنده اش را فراموش کرده ام.

ویژگی اصلی فیلمنامه نویسان برتر

مقدار صبر یک فیلمنامه نویس بر روی ایده فیلمنامه اش، رابطه مستقیم با تجربه و کیفیت فیلمنامه اش دارد. 

فیلمنامه نویسی که  آنقدر صبر در خودش ایجاد کرده که یک سال یا بیشتر به صورت مستمر روی فیلمنامه اش کار می کند، تفاوت فاحشی با دیگر هم  صنفان خود دارد.

به نظرم تفاوت اصلی فیلمنامه نویسان درجه یک با بقیه کسانی که در این حرفه مشغول به کارند، در میزان دانش و یا توانایی آنها نیست بلکه در مقدار صبر و حوصله ای است که برای پروش و پختگی کارشان صرف می کنند.

سازه اصلی فیلمنامه چیست؟

یکی از مهمترین کارهای ما به عنوان فیلمنامه نویس هنگام تماشای فیلم و یا خواندن داستان به آن توجه کنیم این است که شخصیت اصلی کیست و در طول داستان چه کار می کند. 

اینکه فیلم و یا داستان چگونه شروع می شود و یا چگونه تمام می شود در مقابل این موضوع که شخصیت کیست و چه کار می کند از اهمیت خیلی کمتری برخوردارند.

این شخصیت ها هستند که داستان ها را می سازند، نه حوادث و اتفاقات و سازه اصلی فیلمنامه های خوب  را شخصیت ها می سازند.  ما باید سعی کنیم در میان داستان ها و یا فیلم ها  تک جمله مربوط به شخصیت ها را درک کند و آن را استخراج کند. این مهارت کمک زیادی به ما هنگام نوشتن فیلمنامه ها و یا داستانهایمان می کند.

تکرار در فیلمنامه نویسی

اگر سریال های موفق خارجی را  با دقت دیده باشید حتما میدانید که معمولا ساختار  و پیشروی آنها برای حفظ توجه بیننده و غیرقابل پیش بینی بودن بنیان گذاشته شده اند. 

به همین دلیل به ندرت می توان یک ایده تکرار و یا سختار تکرای را در این گونه سریالها مشاهده کرد. نویسندگان این مجموعه ها به شدت تلاش می کنند که از تکرار در سریال هایشان پرهیز کنند و تنها روشهای جدید را بکار برند.

نقل قول زیر از جکی پایک فیلمنامه نویس و تدوینگر است که در کتاب ۱۰۱ نکته فیلمنامه نویسی آمده است:

" شگردها و ترفندها باید به خلق شخصیت ها و موقعیت های غیرقابل پیش بینی کمک کنند. اما اگر به کرات استفاده شده باشند، تبدیل به کلیشه می شوند. تازه کارها از یک شگرد چهارصد بار استفاده می کنند. نویسندگان بزرگ از چهارصد شگرد مختلف استفاده می کنند."

مسیر یادگیری فیلمنامه نویسی

هیچکاک در جایی می گوید: 

"مهمترین عناصر در هر فیلم خوبی سه چیز است: فیلمنامه، فیلمنامه، فیلمنامه"

در کنار این جمله هیچکاک، کاترین آن جونز هم در کتاب راه داستان می نویسد: 

" از نظر فن نویسندگی سه چیز اهمیت دارد: ساختار، ساختار، ساختار" 

 این جمله، مسیر راه یک فیلمنامه نویس برای یادگیری مشخص میکند: یادگیری ترتیب قرار گرفتن صحنه ها در کنار هم که ساختار فیلمنامه را تشکیل می دهند و صحنه ها هم که همان اعمال شخصیت یا شخصیت های فیلم است.

 

مشق فیلمنامه نویسی

بنظرم یکی از کارهای واجب هر علاقمند به فیلمنامه نویسی، رونویسی از فیلمها و یا فیلمنامه ها است. اینکار جزو کارهایی است که شاید در نگاه اول زیاد موثر به نظر نیاید و به زحمتش نیرزد. اما تنها با انجام و تجربه کردن رونویسی است که به اهمیت و مفید بودن آن پی می بریم.

حتی اگر فیلمی را برای فهمیدن جزئیاتش بارها تماشا کرده باشید با اینحال با اطمینان به شما می گویم که هنگام رونویسی نکات جدید زیاری خواهید آموخت.

فیلمها بهترین درس های خود را فقط در اختیار کسانی می گذارند که مثل یک شاگرد از روی آنها مشق می نویسند.