چگونه در فیلمنامه صحنه های کلیشه ای ننویسیم؟
فیلمنامه نویسی که منتظر الهام یک ایده خلاقه است معمولا از ایده های دم دستی که نمونه آن را دیده ایم و یا از وصله های ناجوری که به شخصیت ها نمی خورد و با تعریفی که از آنها کرده ایم جور در نمی آید.
پس راه نوشتن یک صحنه بصورت خلاقانه چیست طوری که بکر و دست اول باشد، چیست؟
راهی که رابرت مک کی در کتاب داستان توصیه می کند این است که ابتدا جمله هدف صحنه را بنویسیم. برای مثال این صحنه دعوای یک زن و شوهر در خانه. و در مرحله بعد حالت های مختلف برای این صحنه بنویسم البته نوشتن جزئیات صحنه در اینجا لازم نیست فقط باید تا می توانیم حالت های گوناگونی که به ذهن می رسد را برای دعوای این زن و شوهر بنویسم.
با توجه به اینکه معمولا ایده های اولیه ای که به ذهنمان می رسند همان ایده های تکراری و کلیشه ای هستند پس در این مرحله هر بیشتر فکر کنیم و صحنه را بصورت های مختلفی بنویسم احتمال نوشتن یک صحنه جدید برای فیلمنامه مان را افزایش داده ایم. که معمولا صحنه های خلاقانه بعد از نوشتن حدود پانزده صحنه مختلف برای آن موضوع به ذهن نویسنده می رسند.
بعد از طی این مراحل حالا با توجه به شخصیت هایی که داریم بهترین صحنه و خلاقانه ترین آنها را انتخاب می کنیم. شیوه های دیگری هم برای نوشتن صحنه های خلاقانه وجود دارد ولی این روش به نظرم یکی از سخت ترین ها و البته بهترین آنها است.