شهامت یک فیلمنامه نویس
دیروز مطلبی از صفحه آخر کتاب داستان رابرت مک کی خواندم که آخرین توصیه او به فیلمنامه نویسان در کتاب است. آخرین توصیه رابرت مکی بعد از همه اصولی که در کتاب فوق العاده اش به علاقمندان فیلمنامه نویسی می کند و آن را بالاتر از همه مهارت ها و استعدادها معرفی می کند، داشتن شهامت است.
به این فکر می کردم که تا چه حد شهامت پذیرفته نشدن و یا حتی مسخره شدن را دارم. و آیا داشتن شهامت واقعا ضروری است یا نه؟
به نظرم اولین آسیبی که نگرانی مدام از برخورد دیگران با نوشته هایمان می رساند اتلاف انرژی ما است. فکر کردن به این موضوع می تواند بخش قابل توجهی از انرژی و توان ما را از بین ببرد و همچنین این کار باعث از بین رفتن زمان محدودی که در اختیار داریم می شود، زمانی که می توانیم استفاده های فراوانی از آن ببریم.
آسیب مهمتری که نگرانی از نظر دیگران و نداشتن شهامت ارائه فیلمنامه هایمان می تواند داشته باشد، پرورش نیافتن مهارت است. بعد شنیدن نظرات دیگران بهتر می توانیم به تحلیل کار خود بپردازیم. و خودمان از بخش مهمی از یادگیری و کسب تجربه محروم می کنیم.
به نظرم تا زمانی که شهامت لازم برای شنیدن هر گونه نظری را از دیگران در خودمان ایجاد نکنیم، هنوز آمادگی لازم برای حرفه شدن در این زمینه را نداریم.
گاهی فکر می کنم پذیرش احتمال مسخره شدن توسط دیگر بهایی است که هر تازه کاری باید بپردازد تا حرفه ای شود.