امروز مصاحبه کریستوفر نولان کارگردان و فیلمنامه نویس بریتانیایی را می خواندم. او در قسمتی از مصاحبه اش می گوید تا پانزده مرتبه فیلمنامه اش را بازنویسی می کند و اشاره می کند فیلمنامه هایی که می خوانیم شامل این تعداد بازنویسی و تغییراتی است که حین تولید اعمال می شود. اودر بخش دیگری از مصاحبه اش می گوید من انرژی زیادی صرف نوشتن سه یا چهار صفحه می کنم و بعد روزها و روزها صرف کوتاه کردنشان می کنم.

لازمه این کار فکر کردن و تجسم کردن صحنه ها در حین نوشتن دستنویس های اولیه است. اینکه صحنه هایی که به ذهنمان می رسد بدون خودسانسوری بنویسیم. در مدتی که مشغول نوشتن دستنویس اولیه هستیم هر چه بیشتر بنویسم و جزئیات بیشتری از آنچه در ذهن داریم بنویسیم، نتیجه بهتری می گیریم.

بر عکس معمولا هنگام نوشتن دستنویس اولیه سعی کنیم به سرعت و بدون پرداختن به جزئیات صحنه به سراغ صحنه بعدی برویم و از نوشتن جزئیاتی که در ذهن داریم خودداری می کنیم.

داشتن برگه های زیادی از دستنویس اولیه یکی از نشانه های فیلمنامه خوب است زیرا نشان دهنده پرداختن به جزئیات است هر چند ممکن است خیلی از از این جزئیات هنگام بازنویسی حذف و یا تغییر کنند.

لازمه پرداختن به جزئیات و فرار نکردن از آنها و یا به نوعی تنبلی نکردن هنگام نوشتن دستنویس اولیه، اختصاص زمان کافی برای فکر کردن به ایده ای است و اینکه آنقدر با آن ایده در ذهن کلنجار رفته باشیم که بتوانیم فیلم را در ذهن مجسم کنیم و ببینیم و سپس هر آنچه می بینیم را روی کاغذ بیاوریم.