خلق کنجکاوی و نگرانی در فیلمنامه
معما یعنی جلب توجه بیننده از طریق کنجکاوی صرف. ما اطلاعاتی را که برای معرفی لازم است، خاصه درباره پیش داستان، طراحی و سپس پنهان می کنیم. ما کنجکاوی بیننده را نسبت به حوادث گذشته تحریک می کنیم و با اشاراتی به حقیقت او را به هیجان می آوریم، آن گاه با طرح نکات انحرافی او را عملا به بیراهه می کشانیم به نحوی که بیننده اطلاعات کذب را باور کند یا دست کم به آنها مشکوک شود در حالی که اطلاعات واقعی را پنهان کرده ایم.
تعلیق هر دو عنصر کنجکاوی و نگرانی را با هم ترکیب می کند. نود درصد فیلمها، اعم از کمدی یا درام، توجه بیننده را به این شیوه جلب می کنند. نتیجه معمای جنایی خمیشه قطعی و مسلم است. اگرچه ما نمی دانیم چه کسی و چگونه، اما کارآگاه قطعا قاتل را دستگیر خواهد کرد و داستان پایان خوشی خواهد داشت. اما داستان تعلیق دار می تواند پایان خوش یا نا خوش داشته باشد و یا با کنایه به اتمام برسد.
شخصیتها و بیننده در طی قصه شانه به شانه هم پیش می روند و اطلاعات یکسانی دارند. به محض اینکه شخصیتها به چیزی پی می برند بیننده هم از آن مطلع می شود. اما چیزی که هیچ کس نمی داند عاقبت ماجراست. در این شکل از ارتباط، ما احساس همدلی را تجربه می کنیم و با شخصیتها همذات پنداری می کنیم.
ادامه موضوع در نوشته بعدی
منبع: کتاب داستان رابرت مک کی صفحه ۲۳۰
در تعلیق ما با توجه به اطلاعات یکسانمون همرا با شخصیت هم کنجکاو نسبت به اتفاقات پیش روی او می شویم مثلا اینکه نمی دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد باعث ایجاد حس کنجکاوی نسبت زندگی شخصیت و نگرانی نیز برای او می شود.