اهمیت تسلط بر ساختار کلاسیک فیلمنامه
اما قبل از اینکه کار به اینجا بکشد باید بتوانید به طریقی از راه نوشتن گذران زندگی کنید. بقای نویسنده با استعداد در دنیای فیلم و تلویزیون، تئاتر و نشر بسته به درک این واقعیت است که: وقتی طرح داستان از شاه پیرنگ به سوی قاعده مثلت حرکت می کند و به خرده پیرنگ، ضد پیرنگ و فاقد پیرنگ می رسد، شمار تماشاگران رو به کاهش می گذارد.
این کاهش هیچ ربطی به خوب و بد بودن داستان ندارد. در هر صورت سه گوشه مثلث داستان شاهکارهایی می درخشند که محبوبیت جهانی دارند و نمونه هایی از کمال در جهان ناکامل ما به حساب می آیند.
کاهش شمار تماشاگران به این دلیل است که: اکثر آدمها بر این اعتقاد دارند که تجربیات زندگی کامل اند و موجب تغییرات قطعی و برگشت ناپذیر می شوند؛ که بزرگترین دلایل کشمکش در زندگی آنها دلایل بیرونی است؛ که آنها فرمانهای منفرد و فعال زندگی خود هستند؛ که حیات آنها در زمانی پیوسته و ممتد و در چارچوب واقعیتی همگون و متکی بر روابط علت و معلولی پیش می رود؛ و اینکه در چارچوب این واقعیت، حوادث به دلایل تبیین پذیر و با معنا رخ می دهند.
از زمانی که نخستین نیای ما به درون آتشی که خود افروخته بود خیره شد و اندیشید که من هستم، نوع بشر دنیا و خود را این گونه دیده است. ساختار کلاسیک آینه ذهن بشر است.
منبع: کتاب داستان رابرت مک کی صفحه ۴۳
یادگیری اصول ساختار کلاسیک فیلنامه در ابتدای راه فیلمنامه نویسی و تسلط بر آنها، با اینکه مورد تاکید بسیاری از بزرگان سینماست با اینحال مدام شاهد دوستانی هستیم که اصرار دارند بدون طی کردن این مرحله فیلمنامه بنویسند و با این ذهنیت فیلمنامه هایی مینویسند که معمولا، حتی کارهای قابل ارائه ای هم نیستند.